سايت مکتب الزّهرا(سلام اللّه عليها)

سايت مکتب الزّهرا(سلام اللّه عليها)

دسته بندی محتوا

درس هشتم – ادامه مفاهيم آيه 5 سوره حمد نکات مهم نحوی»

جمله فعليّه

جمله فعليّه جمله ای است که با فعل شروع می شود. جمله فعليّه مشتمل بر فعل، فاعل، مفعول و … است. فعلي كه در اوّل جمله بيايد مفرد است اگرچه فاعلش جمع باشد. فعل بودن نقش نيست و عامل نقشهای متعدّدی است از جمله مهمترين نقشهای جمله فعليّه فاعل و مفعول است. معمولاً در جمله فعليّه اوّل فعل سپس به ترتيب فاعل و مفعول می آيد. گاهی در جمله فاعل حذف می شود و ضمير متّصل رفعی جانشين فاعل می گردد. گاهی مفعول بر فاعل يا بر فعل و فاعل مقدّم می شود.

دو جمله «اِيَّاکَ نَعْبُدُ» و «اِيَّاکَ نَسْتَعينُ» جمله فعليّه هستند. در اين دو جمله دو کلمه «نَعْبُدُ = می پرستيم» و «نَسْتَعينُ = ياری می جوييم» فعل هستند. فاعل در هر دو جمله ضمير مستتر «نَحْنُ = ما» است. مفعول در هر دو جمله ضمير منفصل نصبی «اِيّاکَ = تو را» است. ضمير منفصل نصبی هميشه مفعولٌ به واقع می شود. در اين دو جمله مفعول بر فعل و فاعل مقدّم شده است. از تقدّم مفعول حصر ايجاد شده است. «حصر» يا «قصر» يک اصطلاح بلاغی است. توضيح ساده آن اينست که از اين تقدّم مفهوم تنها يا فقط به معنی جمله اضافه شده است. با اين توضيح ترجمه فارسی «اِيّاکَ نَعْبُدُ» می شود: «تنها تو را می پرستيم» و ترجمه فارسی «اِيَّاکَ نَسْتَعينُ» می شود: «تنها از تو ياری می جوييم». قصر يا حصر به شيوه های مختلف در جمله ايجاد می شود که يکی از آنها عبارتست از: «قصر يا حصر به وسيله مقدّم داشتن چيزي كه حقّ آن تأخير است».

دو فعل «نَعْبُدُ = می پرستيم» و «نَسْتَعينُ = ياری می جوييم» به مفعول نياز دارند و معنی آنها با فاعل تمام نمی شود. برخی از فعلها به مفعول نياز ندارند و معنی آنها با فاعل تمام می شود. بنابراين فعلها را می توان از جهت نياز يا عدم نيازشان به مفعول به دو نوع تقسيم کرد. اين دو نوع، فعل لازم و فعل متعدّی نام دارند که در ذيل توضيح آن می آيد:

فعل لازم و فعل متعدّي

فعل لازم فعلي است كه معناي آن با فاعل تمام شود و به مفعول نيازي نداشته باشد.

فعل متعدّي فعلي است كه معناي آن با فاعل تمام نشود و به مفعول نيازمند باشد. مانند: فعل متعدّي «نَعْبُدُ» در جمله «اِيَّاکَ نَعْبُدُ» و مانند: فعل متعدّي « نَسْتَعينُ» در جمله «اِيَّاکَ نَسْتَعينُ» كه فاعل هر دو جمله ضمير مستتر «نَحْنُ» و مفعول هر يک ضمير منفصل نصبی «اِيّاکَ» است.

مرفوعات (فاعل)

«فاعل» اسم مرفوعي است كه بعد از فعل معلوم مي­ آيد و فعل به آن نسبت داده مي­ شود. فاعل در پاسخ به « چه كسي؟ » و « چه چيزي؟ » مي­ آيد.

علامت رفع در اسم­هاي مرفوع

علامت رفع در اسم­هاي مرفوع سه تاست:

ضمّه –ُ و تنوين رفع –ٌ در اسم مفرد، جمع مكسّر و جمع مؤنّث سالم.

الف (ا) در مثنّي. واو(و) در جمع مذكّر سالم. و اسماء ششگانه:«اَبُو، اَخُو …»

علامت رفع در اسمهای مبنی ظاهر نمی شود. هرگاه يک اسم مبنی در نقش فاعل يک فعل قرار گيرد، اصطلاحاً گفته می شود: محلّاً مرفوع است. ضماير متّصل رفعی به فاعل فعل برمی گردند و به همين دليل به آنها رفعی گفته می شود. يعنی به دليل فاعل بودن مرفوع هستند.

منصوبات (مفعولٌ بِه)

در عربي چندين اسم منصوب با نام مفعول وجود دارد براي هر يك از مفعولها متناسب با جايگاه و عملشان معرّفي وجود دارد كه به صورت پسوند بعد از عنوان مفعول مي­ آيد. مفعولهاي پنجگانه عبارتند از: «مفعولٌ به، مفعولٌ لَه، مفعولٌ فيه، مفعولٌ مَعَه و مفعول مطلق» كه هر يك در جاي خود تعريف خواهد شد. پيش از اين گفته شد معناي فعل متعدّي با فاعل تمام نمي­ شود و به مفعول نيازمند است. اين مفعول كه فعل متعدّي به آن نيازمند است همان مفعولٌ به است. و در تعريف آن آمده است كه: «مفعولٌ بِه» اسم منصوبي است كه فعل فاعل بر آن واقع مي­ شود. گاهي مفعولٌ به ضمير متّصل به فعل است. گاهی مفعولٌ به ضمير منفصل نصبی «اِيّاکَ» است که مقدّم بر فعل می شود. در اين دو صورت مفعولٌ به محلّاً منصوب است. زيرا ضمائر مبنی هستند و اِعراب در آنها ظاهری نيست.

علامت نصب در اسم­هاي منصوب

علامت نصب در اسم­هاي منصوب عبارتند از:

فتحه –َ و تنوين نصب –ً در اسم مفرد و جمع مكسّر. ياء (ي‍ ) در مثنّي و در جمع مذكّر سالم. الف (اٰ) در اسماء ستّه (اَبا، اَخا،…) و كسره (-ِ ) در جمع مؤنّث سالم.

توابع (عطف نَسَق)

«عطف نَسَق يا عطف به حرف» يكي از توابع است. هرگاه ميان دو كلمه يا دو جمله حرفي از حروف عطف واسطه شود، معطوف و معطوفٌ عليه تشكيل مي­ يابد. اين عطف را عطف به حرف يا عطف نَسَق مي­ نامند. در تعريف عطف نَسَق مي­ گويند: «آن تابعي كه بين آن و متبوعش يكي از حروف عطف واسطه باشد و در اِعراب با متبوع خود مطابقت كند آن را عطف نَسَق مي­ نامند.» عطف نَسَق بر دو قسم است: «عطف اسم بر اسم» و «عطف جمله بر جمله». مانند: جمله «اِيَّاکَ نَعْبُدُ» و جمله «اِيَّاکَ نَسْتَعينُ» که به واسطه حرف عطف واو «وَ» به يکديگر عطف شده اند. چون جمله اوّل مستأنفه است و محلّي از اِعراب ندارد، جمله دوّم كه معطوف به آن است نيز از آن تبعيّت كرده است و محلّي از اعراب ندارد.

جمله مستأنفه جمله ای است که يا در آغاز سخن آمده باشد که به آن ابتدايي نيز گفته می شود. مانند: جمله «اَلْحَمدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمينَ». يا بعد از يک يا چند جمله آمده باشد ولی با جملات پيش از خود ارتباطی نداشته باشد. مانند: جمله «اِيَّاکَ نَعْبُدُ».

حروف عطف

حروف عطف عبارتند از: «واو»، «فاء»،«ثُمَّ»، «حَتّي»، «اَوْ»، «اَمْ»، «لا»، «لكن»، «بَل».

حرف عطف «واو»

«واو» عطف كه در زبان فارسي هم معمول است به منظور مشاركت معطوف و معطوف عليه در عمل استعمال مي­ شود، بدون آنكه ترتيبي منظور باشد. ممكن است معطوف و معطوف عليه عمل را در يك زمان انجام داده باشند و ممكن است يكي قبل و ديگري بعد انجام داده باشد.

سبد خرید
برای دیدن نوشته هایی که دنبال آن هستید تایپ کنید.
فروشگاه
علاقه مندی
0 محصول سبد خرید
حساب کاربری من