فرهنگ الفاظ نهج البلاغه دا - زي

پرينت
دسته: بدون گروه بندی
نمایش از پنج شنبه, 20 بهمن 1390 نوشته شده توسط فرشته (زهرا) بصراوی
خروجی PDFخروجی HTML

 

«دَائِر» = اسم فاعل از دَارَ، چرخان، گردان (خطبه1)

«دَار» = خانه، مؤنّث است و به ندرت مذكّر مي­شود. (خطبه1)

«دَاسَتْ» = ماضي، ثلاثي مجرّد، مؤنّث، اجوف واوي، لگدمال كرد. خوار گردانيد. كوبيد. (خطبه2)

«دَرَسَتْ‏» = ماضي، ثلاثي مجرّد، مؤنّث، كهنه و قديمي شد و اثر آن از بين رفت. ناپديد شد. (خطبه2)

«دِسَار» = مصدر، مجّرد، ميخ دوسر، طناب (خطبه1)

«دَعَائِم» = جمع مؤنّث دِعَامَة: ستون خانه، آنچه بر آن تكيه شود. (خطبه2)

«دَعْوَة» = مصدر، مجرّد، خواندن، فراخوندن، (خطبه1)

«دَفَائِن» = جمع مكسّر دَفِينَة، چيزهاي دفن شده. (خطبه1)

«دَفِيق» = فَعيل به معني اسم مفعول، روان (خطبه1)  

«دُمُوع» = جمع مكسّر دَمْع : اشك(خطبه2)

«دُنْيَا» = اسم «از دَنَا يَدْنُو دُنُوَّاً : نزديك شد»، زندگي اين جهان، نقيض آخرت (خطبه1)

«دُونَ» = ظرف مکان منصوب است و نسبت به اسمی که بدان اضافه می شود معانی مختلفی پيدا می کند. معانی مختلف دُونَ: جلو، پشت، بالا، پايين، ميان (خطبه 3)

«دُونَ» = ظرف مكان، منصوب، پايين (خطبه1)

«دُهُور» = جمع مكسّر دَهْر، روزگار (خطبه1)

«دِين» = مصدر. آيين، كيش(خطبه2)

«ذَا» = منصوب «ذُو» از اسماء ستّه، دائم الاضافه، دارا، صاحب(خطبه1)

«ذَاتَ» = مؤنّث «ذُو»، دارا، صاحب، مالك (خطبه1)

«ذُرِّيَّة» = نسل انسان، فرزندان(خطبه1)

«ذَكَرَ» = ماضی ثلاثی مجرّد، «ذَکَرَ -ُ ذِکْراً و تَذْکاراً» = ياد کرد - به خاطر سپرد وحفظ کرد.- گفت. (خطبه 3)

«ذَلِكَ» = اسم اشاره مفرد مذكّر براي دور، آن(خطبه1)

«رأس» = سر، بالاترين قسمت هر چيز، ج: رُؤوس و ارْؤس و آراس و رُوْس (خطبه 3)

«رَاعَ» = ماضی، ثلاثی مجرّد از روع (اجوف واوی) «رَاعَ –ُ رَوعاً = ترسيد- ترسانيد ، به شگفت آورد. جمله «فَمَا رَاعَنی اِلّا» به معنی «اِذا: ناگهان» است و در «مفاجاة: انجام ناگهانی کار» به کار می رود. (خطبه 3)

«رَاقَ» = ماضی، ثلاثی مجرّد از روق (اجوف واوی)، «رَاقَ -ُ رَوْقاً و رَوَقاناً = به شگفت آورد و شادمان کرد. (خطبه 3)

«رَاكِب» = اسم فاعل، ثلاثی مجرّد، از ريشه رکب، سوار (خطبه 3)

«رَاَيْتُ» = ماضی، ثلاثی مجرّد، متکلّم وحده از ريشه رأی، ديدم، نگريستم، دانستم. (خطبه 3)

«رَبّ» = مالك، خداوند(خطبه1)

«رَبِيضَة» = ألرَّبيض: گوسفندان به آغل گردآمده با شبانان (خطبه 3)

«رَبِيع» = بهار، سبزه و علف بهاری، ج: اَرْبِعَة (خطبه 3)

«رَجَعَ» = ماضي، بازگشت، بازگرديد. (خطبه2)

«رَجُل» = مَرد، مقابل المرأة: زن ج: رِجال، رِجْلة و رَجْلَة و رِجَلَة و مَرْجَل و اَراجِل جج: رِجالات (خطبه 3)

«رَحْمَة» = مصدر، مجرّد، آمرزش، بخشش، نيكي، رحمت (خطبه1)

«رَحْمَن» = بر وزن فَعْلان، صيغه مبالغه، يكي از نامهاي خداي تعالي است كه غالباً صفت اللّه است. گاهي نيز صفت نيست. بخشاينده، بخشايشگر، مهربان(خطبه2)

«رَحَی» = [مؤنث است] - سنگ آسياب (خطبه 3)

«رُخَص» = جمع مكسّر رُخْصَة : آساني و فراخي در كار، رُخْصَة در اصطلاح شرع:‌ آنچه از امري اصلي به دليل سهولت و تخفيف تغيير پذيرد، مانند نماز مسافر. (خطبه1)

«رَدّ» = مصدر، مجرّد، مضاعف، بازگردانيدن. (خطبه1)

«رِسَالَة» = اسم از اَرْسَلَ، پيامبري(خطبه1)

«رُسُل» = جمع مكسّر رَسُول، پيامبران (خطبه1)

«رُسُل» = جمع مكسّر رَسُول، فرستاده­ها، پيامبران(خطبه1)

«رَسُول» = اسم، فرستاده شده، مفرد و جمع و مذكّر و مؤنّث در آن يكسان است، لقب پيامبر گرامي اسلام(خطبه1)

«رَضِيَ لَهُ» = براي او سزاوار و شايسته ديد، براي او سزاوار و شايسته گردانيد. (خطبه1)

«رَضِيَ» = فعل ماضی، ثلاثی مجرّد، «رَضِیَ -َ رُِضاً و رِضاءً و رُِضواناً و مَرْضاةً هـ و بِهِ و عَنْهُ و عَلَيْهِ : آن را برگزيد و پذيرفت، خشنود شد.» (خطبه 3)

«رَضِيَ» = ماضي، ثلاثي مجرّد، پذيرفت، راضي شد. (خطبه1)

«رَغِبَ بِهِ عَنْهُ» = آن را بر آن ترجيح داد، برتري داد. (خطبه1)

«رَغِبَ بِهِ» = آن را خواست. (خطبه1)

«رَغِبَ عَنْهُ» = آن را نخواست و از آن اعراض كرد. (خطبه1)

«رَغِبَ» = ماضي، ثلاثي مجرّد، خواست. (خطبه1)

«رَفَعَ» = ماضی ثلاثی مجرّد، «رَفَعَ -َ رَفْعاً = بالا رفت، الشَّیءَ : آن چيز را بالا بُرد، آن چيز را برداشت و بلند کرد. - اَلْجَمَلَ = شتر را به شتاب راند» (خطبه 3)

«رَفَعَ» = ماضي، مجرّد، بالا رفت، بالا بُرد. (خطبه1)

«رَقِيم» = به معناي مرقوم، صفحه، كتاب، كشتي(خطبه1)

«رُكَام» = ابر بر هم نشسته، ابر متراكم (خطبه1)

«رُكُوع» = جمع مكسّر رَاكِع، سر فرود آورنده(خطبه1)

«رَمَی» = ماضي، مجرّد، ناقص يايي، افكند. (خطبه1)

«رَوِيَّة» = انديشه و نگرش دركارها(خطبه1)

«رِيَاح» = جمع مكسّر ريح، بادها(خطبه1)

«رَيْب» = مصدر - تهمت، شکّ، ظنّ و گمان (خطبه 3)

«رِيح» = مصدر، باد، مؤنّث است. (خطبه1)

«زَائِل» = اسم فاعل، مجرّد از زَالَ، رونده، نابود(خطبه1)

«زَبَد» = كفي كه بر آب يا جُز آن برآيد. (خطبه1)

«زِبْرِج» = هر چيز نيکو - زر - طلا- ابر نازک سرخ رنگ . ج = زَبارِج (خطبه 3)

«زَخَّار» = صيغه مبالغه از زَخَرَ، فراوان، پُر (خطبه1)

«زَرَعُوا» = ماضي، ثلاثي مجرّد، جمع مذكّر غائب، كاشتند. (خطبه2)

«زَعْزَع» = رباعي مجرّد، باد سخت(خطبه1)

«زَعَمَ» = ماضی ثلاثی مجرّد، گفت بی آنکه بداند حق است يا باطل، گمان بُرد. (خطبه 3)

«زَيَّنَ» = ماضي، تفعيل، آراست و نيكو گردانيد. (خطبه1)

«زِينَة» = مصدر نوعي از زانَ –ِ زَيْناً، آرايش(خطبه1)

جدیدترین اخبار

  • چاپ کتاب « بيان و شرح نهج البلاغه » 1

    کتاب « بيان و شرح نهج البلاغه »  نوشته فرشته (زهرا) بصراوی توسّط انتشارات نامه مکتب الزّهراء سلام الله عليها به چاپ رسيد. اين کتاب در سه بخش «بيان و شرح» ، «جدول اعراب الفاظ» و «معنی فارسی الفاظ» ارائه می شود. جلد اوّل به پانزده خطبه اوّل  اختصاص دارد.

     

    چاپ کتاب مقدّمه ای بر فرهنگ اسلامی

    کتاب مقدّمه ای بر فرهنگ اسلامی در دو جلد توسّط انتشارات نامه مکتب الزّهراء سلام الله عليها به چاپ  رسيد. مدير سايت محقّق و مؤلّف اين کتاب است. جلد اوّل اين کتاب مشتمل بر کلّيّات فرهنگ شناسی، مبانی فرهنگ اسلامی، عناصر و مؤلّفه های فرهنگ اسلامی ناشی از دانشها و عقايد و باورهای اسلامی است. عناصر و مؤلّفه های فرهنگ اسلامی ناشی از قوانين حقوقی و اخلاقی اسلام در جلد دوّم اين کتاب ارائه شده است. شاخصهای توسعه فرهنگ اسلامی يکبار در ذيل هر يک از مؤلّفه های مربوطه آمده است و يکبار به طور کامل در انتهای جلد دوّم ارائه شده است. شاخصهای توسعه فرهنگ اسلامی ارائه شده در اين کتاب با بهره گيری از منابع اسلامی تهيّه و پيشنهاد شده است. مهمترين نکته قابل توجّه در اين کتاب تبيين رابطه دين و فرهنگ است. از آنجا که فرهنگ شناسان دين را يکی از عناصر فرهنگ به شمار می آورند. جايگاه دين الهی و رابطه آن با فرهنگ همواره ناشناخته مانده هرگز توضيح داده نشده بود. در اين کتاب با استناد به آيات قرآن کريم دين به دو معنا تعريف می شود. يکی دين الهی که مجموعه ای از معارف و دستورالعمهای نازل شده از جانب خداوند است و ديگری دين بشری که مجموعه عقايد و باورها و الگوها و روشها و آيين و رسوم مذهبی است که از طرف پيراوان هر يک از اديان الهی يا اديان بشری ارائه می شود. دين با معنای اوّل يعنی دين الهی ريشه فرهنگ است که از طرف فرهنگ شناسان مغفول واقع شده است و دين بشری با توجّه به تعاريف فرهنگ شناسان از فرهنگ عين يا بخشی از فرهنگ هر يک از جوامع بشری است.

     

     تلفن ثابت مؤسّسه : 02633412673 - دورنگار 02633412673 تلفن همراه: 09126650828 آدرس: بلوار امام خمينی (ره) (بلوار ارم) خيابان 309، پلاک 92، واحد 9

     

     
  • چاپ کتاب جامعه شناسی دفاع مقدس و فرهنگ ايثارگری

    کتاب جامعه شناسی دفاع مقدّس و فرهنگ ايثارگری نوشته دکتر سيّد مهدی آقاپور توسّط انتشارات نامه مکتب الزّهراء سلام الله عليها به چاپ رسيد.

     

     

     
  • چاپ کتاب عضين ، نقد انديشه جريانهای تکفيری خشونت گرا در فهم قرآن

    کتاب عضين، نقد انديشه جريان های تکفيری خشونت گرا در فهم قرآن توسّط انتشارات نامه مکتب الزّهراء سلام الله عليها به چاپ  رسيد. نويسنده اين کتاب آقای دکتر سيد مهدی رحمتی است.وی مدت چهار سال درباره موضوع تحقيق نموده و تقريبا تمام منابع قابل دسترس را مورد بررسی و نقد قرار داده است. مطالب اين کتاب در دو جلد تنظيم شده است . جلد اوّل آن به مفهوم شناسی و بيان تاريخ پديداری و شکل گيری جريان های تکفيری خشونت گرا از ابتدا تا دوره معاصر اختصاص دارد. جلد دوم مشتمل بر آياتی از قرآن کريم است که جريان های تکفيری به آن استناد می کنند. نويسنده بعد از بيان آيات دلايل نقلی و عقلی در سوء برداشت جريان های تکفيری از آيات قرآن کريم را به طور مفصّل بيان می کند. 

     
فرهنگ الفاظ نهج البلاغه را - زي
Templates Joomla 1.7 by Wordpress themes free

طراحی سایت: شرکت شبدیز