فرهنگ الفاظ نهج البلاغه ثا - خي

پرينت
دسته: بدون گروه بندی
نمایش از پنج شنبه, 20 بهمن 1390 نوشته شده توسط فرشته (زهرا) بصراوی
خروجی PDFخروجی HTML

 

«ثَابِتَة» = مؤنّث ثَابِت: اسم فاعل، پابرجا، استوار، ثابت(خطبه1)

«ثَالِث» = عدد ترتيبی است، سوّم، سوّمين

«ثُبُور» = مصدر، ثلاثي مجرّد، هلاك، مرگ (خطبه2)

«ثُمَّ» = حرف عطف براي مهلت، سپس

«ثَنَّي» = ماضي، تفعيل، دوتا گردانيد. (خطبه1)

«ثَوَاقِب» = جمع مكسّر ثاقِب، ستارگان درخشان(خطبه1)

«ثَوْب» = مصدر، جامه، ج : اَثْواب و ثيِاب (خطبه 3)

«جَانِب» = سوی، کناره، طرف، جهت ج: جَوانِب (خطبه 3)

«جَاهِل» = اسم فاعل، ثلاثي مجرّد، نادان (خطبه2)

«جَاهِلُونَ» = جمع مذكّر سالم جَاهِل : اسم فاعل، ثلاثي مجرّد، نادان، احمق(خطبه2)

«جِبَال» = جمع مكسّر جَبَل : كوه، سرور قوم كه با او مشورت كنند. عزيز، گرامي

«جَبَلَ» = ماضی، مجرّد، آفريد، خلق کرد. (خطبه1)

«جَذَّاءَ» = مؤنّث اَلاَجَذّ = بريده، شکسته از ريشه جذذ. (خطبه 3)

«جَذْب» = مصدر، ثلاثی مجرّد، «جَذَبَ -ِ جَذْباً الشَّیءَ : آن چيز را کشيد.» کشيدن (خطبه 3)

«جَذَل» = مصدر، مجرّد، شادماني(خطبه1)

«جَرَتْ» = ماضي، ثلاثي مجرّد، ناقص يايي، مؤنّث، جاري شد، روان شد. (خطبه2)

«جَزَّأ» = ماضي، تفعيل، جزء جزء کرد.

«جَعَلَ» = ماضي، مجرّد، آفريد، قرار داد، گردانيد. (خطبه1)

«جَمَاعَة» = از ريشه جمع، گروهی از مردم، همگی چيزی غير انسان، ج: جَماعَات (خطبه3)

«جَمَعَ» = ماضی، مجرّد، جمع کرد، فراهم آورد. (خطبه1)

«جُمُود» = مصدر، مجرّد، خشکی(خطبه1)

«جِنَان» = جمع مكسّر جَنَّة، بهشتها(خطبه1)

«جَنَّة» = مصدر مرّه از جَنَّ، بهشت (خطبه1)

«جَوّ» = ميان آسمان و زمين، هوا، فضا، جَو (خطبه1)

«جَوَارِح» = [به صيغه جمع]، اعضاء و اندامهای انسان مانند دو دست و دو پا. (خطبه1)

«جَهَالَة» = مصدر، مجرّد، نشناختن، ناداني (خطبه1)

«جَهِلَ الحَقَّ» = حق را پايمال كرد. (خطبه1)

«جَهِلَ» = ماضي،ثلاثي مجرّد، نشناخت. (خطبه1)

«جَهْل» = مصدر، مجرّد، نشناختن، ندانستن (خطبه1)

«جَهِلُوا» = ماضي، جمع مذكّر غائب، نشناختند. (خطبه1)

«جِيرَان» = جمع مكسّر جَار : همسايه (خطبه2)

«حَائِرُونَ» = جمع مذكّر سالم حَائِر : اسم فاعل از ريشه حير، سرگشته، دودل(خطبه2)

«حَاضِر» =اسم فاعل، ثلاثی مجرّد از ريشه حضر، حاضر شده، ضدّ غائب، باشنده، موجود، ج: حُضَر، حُضّار و حُضُور (خطبه 3)

«حَبَّة» = واحد حَبّ : دانه ، ج: حُبُوب و حُبّان (خطبه 3)

«حَبْل» = ريسمان، رَسَن، بند، مصدر، ثلاثی مجرّد «حَبَلَ -ُ حَبْلاً = با ريسمان بست.» (خطبه 3)

«حَبْل» = مصدر، ريسمان، رشته، طناب (خطبه2)

«حَتَّی» = حرف جرّ است به معنی تا، اگر بعد از حَتّی فعل مضارع بيايد، حتّی به معنی «برای اينکه» است. در اينصورت فعل مضارع به تقدير اَن ناصبه منصوب است و مصدر مؤوّل مرکّب از اَن مقدّر و فعل مضارع منصوب، محلّاً مجرور به حرف جرّ حَتّی است. (خطبه 3)

«حَتَّی» = تا، تا اينکه، گاهی حَتَّی حرف ابتداء است. هرگاه حَتَّی قبل از فعل ماضی بيايد حرف ابتداء است. (خطبه 3)

«حَتَّی» = تا، تا اينكه(خطبه1)

«حَتَّی» = گاهی حرف ابتدا است. تا ، تا اينکه (خطبه 3)

«حَجَّ» و «حِجَّ»= مصدر، حج گزاردن، يكي از پنج ركن اسلام و آن قصد طواف كعبه است به نيّت عبادت، زيارت امكنه مقدّس براي تبرّك جستن به آنها. (خطبه1)

«حُجُب» = جمع مكسّر حِجَاب، پوششها، پرده­ها(خطبه1)

«حُجَّة» = از ريشه حجج، برهان، دليل (خطبه3)

«حُجَّة» = دليل، برهان(خطبه1)

«حَدَّ» = ماضي،ثلاثی مجرّد، حدّ قرار داد. (خطبه1)

«حَدّ» = نهايت هر چيز(خطبه1)

«حَدَث» = تازه و نو، پديدار(خطبه1)

«حُدُود» = جمع مكسّر حَدّ، جوانب(خطبه1)

«حَذَّرَ» = ماضي، تفعيل، ترسانيد. (خطبه1)

«حَرّ» = مصدر، مجرّد، گرمی(خطبه1)

«حَرَام» = مصدر، مجرّد، ناروا، ناشايست، ضدّ حلال(خطبه1)

«حَرَام» = مصدر، ناروا، ناشايست، ضدّ حلال، البَيْتُ الْحَرَامِ = خانه كعبه(خطبه1)

«حَرَكَات» = جمع حَرَکَة، حرکت، ضدِّ سکون(خطبه1)

«حَرَكَة» = مصدر، مجرّد، جنبش، حركت (خطبه1)

«حَرَم» = مصدر، مجرّد، آنچه شكستن حرمت آن روا نباشد. حريم، محلّ امن، حرم. (خطبه1)

«حَزْن» = مصدر، مجرّد، درشت و برآمده (خطبه1)

«حَسَنَانِ» = امام حسن و امام حسين عَلَيْهِمَا السَّلام (خطبه 3)

«حَصَدُوا» = ماضي، ثلاثي مجرّد، جمع مذكّر غائب، درو كردند. (خطبه2)

«حِضْن» = از زير بغل تا تهيگاه ، آغوش ، بر - جانب - کناره- ج = اَحضان و حُضُون . (خطبه 3)

«حُضُور» = مصدر ثلاثی مجرّد، از ريشه حضر، «حَضَرَ -ُ حُضُوراً : حاضر شد، ضدّ غابَ: غائب شد»، حضور، حاضر بودن (خطبه 3)

«حَفَظَة» = جمع مكسّر حَافِظ: اسم فاعل، نگهبانان (خطبه1)

«حَقّ» = حق(خطبه1)

«حَقّ» = مصدر، مجرّد، حقّ، ضدّ باطل، مطابق واقع(خطبه1)

«حُكْم» = مصدر، ثلاثي مجرّد، حكمت، دانش، قضا، داوري، فرمان(خطبه2)

«حَلَال» = مصدر، مجرّد، جايز از نظر شرع، ضدّ حرام(خطبه1)

«حَلْق» = مصدر، گلو، ج: حُلُوق و اَحْلاق(خطبه 3)

«حَلِيَتْ» = ماضی، مؤنّث غائب از حلی (ناقص يايی)، «حَلِيَ –َ حَلَيً»، خرسند گرديد.- زيوردار شد. زينت يافت. (خطبه 3)

«حَمَام» = كبوتر(خطبه1)

«حَمْد» = مصدر، ستايش(خطبه1)

«حَمَلَ» = ماضي، مجرّد، برداشت، قرار داد. (خطبه1)

«حَمِيَّة» = مصدر حَمِيَ، مجرّد، ننگ و عار داشتن، تكبّر(خطبه1)

«حَوْزَة» = مؤنّث حَوْز : جايی که گرداگرد آن مانعی ساخته باشند. ناحيه، طبيعت، قلمرو، مُلک (خطبه 3)

«حَوْل» = مصدر ثلاثی مجرّد از ريشه حول، اجوف واوی، پيرامون (خطبه 3)

«حَيَات» = مصدر، ثلاثی مجرّد از ريشه حیّ، زندگی، زنده ماندن (خطبه 3)

«حَيْثُ» = جا، هرجا، هرکجا، کجا، آنجا. ظرف مکان مبنی بر ضمّ است که به جمله اضافه می شود. گاهی «ما» کافّه به حَيْثُ ملحق می گردد. در اين صورت معنی شرط می دهد و دو فعل را مجزوم می کند. گاهی حَيْثُ بر زمان دلالت می کند و معنی هر زمان می دهد. (خطبه 3)

«خَارِجَة» = مؤنّث خَارِج: اسم فاعل، بيرون (خطبه1)

«خَاصّ» = اسم فاعل از خَصَّ، مجرّد، ويژه، اختصاصي، مخصوص، ضدّ عامّ است. (خطبه1)

«خَامِل» = اسم فاعل، ثلاثي مجرّد، سست، خوار(خطبه2)

«خَبْط» = مصدر از «خَبَطَ –ِ خَبْطاً»، سخت زدن - بيراهه رفتن- اشتباه (خطبه 3)

«خُذِلَ» = ماضي مجهول، ثلاثي مجرّد، ياري نشد. خوار شد. (خطبه2)

«خَرَمَ» = ماضی ثلاثی مجرّد، خَرَمَ -ِ خَرَماً، ديواره بيني را شکافت. سوراخ کرد. کم کرد و بريد. (خطبه 3)

«خُزِنَ» = ماضي مجهول، مجرّد، گردآوري شد، ذخيره شد. (خطبه2)

«خَشْنَاء» = مؤنث خَشِن، غير منصرف. اَلخَشِن = زبر و درشت از هر چيز (خطبه 3)

«خُشُوع» = مصدر، مجرّد، فروتني و تعظيم كردن. (خطبه1)

«خَصَائِص» = جمع مكسّر خاصِيَّة : ويژگي، خاصيّت، اثر، فايده، صفت مميّز، صفت ويژه. (خطبه2)

«خِضْمَة» = مصدر نوع از ريشه خضم، مانند خوردن (خطبه 3)

«خُطْبَة» = سخنرانی، وعظ (خطبه 3)

«خَلَائِق» = جمع مكسّر خَلِيقَة، آفريدگان (خطبه1)

«خَلَصَتْ» = ماضی، مجرّد، مؤنّث غائب، خالص شد. (خطبه1)

«خَلَّفَ» = ماضي، تفعيل، جانشين گردانيد، به جاي گذاشت. (خطبه1)

«خَلَّفَتْ» = ماضي، تفعيل، مؤنّث غائب، به جاي گذاشت. (خطبه1)

«خَلَفَتْ» = ماضي، مجرّد، مفرد مؤنّث غائب، جانشين شد. (خطبه1)

«خَلْق» = مخلوق، آفريده(خطبه1)

«خَلْق» = مصدر، مجرّد، آفرينش، آفريدگان (خطبه1)

«خِلْقَة» = مصدر نوع و هيئت، آفرينش (خطبه1)

«خَيْر» = اسم تفضيل است [بر خلاف قياس] ، بهتر، بهترين. نيكتر. خوبي، نيكويي، ضدّ شَرّ: بدي(خطبه2)

جدیدترین اخبار

  • چاپ کتاب « بيان و شرح نهج البلاغه » 1

    کتاب « بيان و شرح نهج البلاغه »  نوشته فرشته (زهرا) بصراوی توسّط انتشارات نامه مکتب الزّهراء سلام الله عليها به چاپ رسيد. اين کتاب در سه بخش «بيان و شرح» ، «جدول اعراب الفاظ» و «معنی فارسی الفاظ» ارائه می شود. جلد اوّل به پانزده خطبه اوّل  اختصاص دارد.

     

    چاپ کتاب مقدّمه ای بر فرهنگ اسلامی

    کتاب مقدّمه ای بر فرهنگ اسلامی در دو جلد توسّط انتشارات نامه مکتب الزّهراء سلام الله عليها به چاپ  رسيد. مدير سايت محقّق و مؤلّف اين کتاب است. جلد اوّل اين کتاب مشتمل بر کلّيّات فرهنگ شناسی، مبانی فرهنگ اسلامی، عناصر و مؤلّفه های فرهنگ اسلامی ناشی از دانشها و عقايد و باورهای اسلامی است. عناصر و مؤلّفه های فرهنگ اسلامی ناشی از قوانين حقوقی و اخلاقی اسلام در جلد دوّم اين کتاب ارائه شده است. شاخصهای توسعه فرهنگ اسلامی يکبار در ذيل هر يک از مؤلّفه های مربوطه آمده است و يکبار به طور کامل در انتهای جلد دوّم ارائه شده است. شاخصهای توسعه فرهنگ اسلامی ارائه شده در اين کتاب با بهره گيری از منابع اسلامی تهيّه و پيشنهاد شده است. مهمترين نکته قابل توجّه در اين کتاب تبيين رابطه دين و فرهنگ است. از آنجا که فرهنگ شناسان دين را يکی از عناصر فرهنگ به شمار می آورند. جايگاه دين الهی و رابطه آن با فرهنگ همواره ناشناخته مانده هرگز توضيح داده نشده بود. در اين کتاب با استناد به آيات قرآن کريم دين به دو معنا تعريف می شود. يکی دين الهی که مجموعه ای از معارف و دستورالعمهای نازل شده از جانب خداوند است و ديگری دين بشری که مجموعه عقايد و باورها و الگوها و روشها و آيين و رسوم مذهبی است که از طرف پيراوان هر يک از اديان الهی يا اديان بشری ارائه می شود. دين با معنای اوّل يعنی دين الهی ريشه فرهنگ است که از طرف فرهنگ شناسان مغفول واقع شده است و دين بشری با توجّه به تعاريف فرهنگ شناسان از فرهنگ عين يا بخشی از فرهنگ هر يک از جوامع بشری است.

     

     تلفن ثابت مؤسّسه : 02633412673 - دورنگار 02633412673 تلفن همراه: 09126650828 آدرس: بلوار امام خمينی (ره) (بلوار ارم) خيابان 309، پلاک 92، واحد 9

     

     
  • چاپ کتاب جامعه شناسی دفاع مقدس و فرهنگ ايثارگری

    کتاب جامعه شناسی دفاع مقدّس و فرهنگ ايثارگری نوشته دکتر سيّد مهدی آقاپور توسّط انتشارات نامه مکتب الزّهراء سلام الله عليها به چاپ رسيد.

     

     

     
  • چاپ کتاب عضين ، نقد انديشه جريانهای تکفيری خشونت گرا در فهم قرآن

    کتاب عضين، نقد انديشه جريان های تکفيری خشونت گرا در فهم قرآن توسّط انتشارات نامه مکتب الزّهراء سلام الله عليها به چاپ  رسيد. نويسنده اين کتاب آقای دکتر سيد مهدی رحمتی است.وی مدت چهار سال درباره موضوع تحقيق نموده و تقريبا تمام منابع قابل دسترس را مورد بررسی و نقد قرار داده است. مطالب اين کتاب در دو جلد تنظيم شده است . جلد اوّل آن به مفهوم شناسی و بيان تاريخ پديداری و شکل گيری جريان های تکفيری خشونت گرا از ابتدا تا دوره معاصر اختصاص دارد. جلد دوم مشتمل بر آياتی از قرآن کريم است که جريان های تکفيری به آن استناد می کنند. نويسنده بعد از بيان آيات دلايل نقلی و عقلی در سوء برداشت جريان های تکفيری از آيات قرآن کريم را به طور مفصّل بيان می کند. 

     
فرهنگ لغات نهج البلاغه ثا - خي
Templates Joomla 1.7 by Wordpress themes free

طراحی سایت: شرکت شبدیز