فرهنگ الفاظ نهج البلاغه او - تی

پرينت
دسته: بدون گروه بندی
نمایش از پنج شنبه, 20 بهمن 1390 نوشته شده توسط فرشته (زهرا) بصراوی
خروجی PDFخروجی HTML

 

«اَوْ» = حرف عطف، يا (خطبه1)

«اَوْجَبَ» = ماضي، اِفْعَال، از وَجَبَ، واجب شمرد، واجب كرد. (خطبه1)

«اَوْصَاب» = جمع مكسّر وَصَب، بيماريها، رنجها (خطبه1)

«اَوْعَدَ» = ماضي، اِفْعَال، وعده داد، ترسانيد و بيم داد. (خطبه1)

«اَوْقَات» = جمع مكسّر وَقْت، زمانها (خطبه1)

«اَوَّل» = غيرصفت، منصرف، نخست، آغاز (خطبه1)

«اَوَّل» = نخستين، نخست، آغاز، يکم، ضدّ آخِر يا پايان است. ج: اَوائل و اَوالٍ و اَوَّلُونَ، مؤنّث آن اَوْلَی. [اگر اوّل صفت باشد غير منصرف است و اگر صفت نباشد منصرف است.] (خطبه 3)

«اَهَاوِيل» = جمع جمع است. «اَهَاوِيل» جمع مكسّر اَهْوَال : جمع مكسّر هَوْل : مصدر، ترس . (خطبه2)

«اَهْبَطَ» = ماضي، اِفْعَال، فرود آورد. (خطبه1)

«اَهْل» = خويشاوند، «اَهْل الحقِّ» = صاحبان حق(خطبه2)

«اَهْل» = طائفه، خويشاوند، بستگان، ج: اَهْلُون و اَهَالٍ - در صورت مضاف شدن به بَيت يا بَلَد به معنی مردمان يا ساکنان است. (خطبه 3)

«اَهْل» = طائفه، خويشاوندان، مردمان (خطبه1)

«اَهْوَاء» = جمع مكسّر هَوَي، ميل­ها، خواهش­ها،خواسته­ها (خطبه1)

«أيضا» = مصدری است که بنا بر مفعول مطلق بودن و يا بنا بر حال بودن منصوب است و به معنی نيز و همچنين می آيد. اَيضاً ، همواره با دو امر که بين آن دو توافق باشد همراه می شود. (خطبه 3)

«إِيمَان» = مصدر، باب اِفْعَال از ريشه اَمِنَ ، فرمانبرداري كردن، اعتماد كردن ، ايمان آوردن. ايمان(خطبه2)

«ب‍ِ» = حرف جرّ، با. (خطبه1)

«بَاطِل» = اسم فاعل، مجرّد، ناحقّ، بيهوده (خطبه1)

«بَاعَ» = ماضي، مجرّد، فروخت، خريد، معامله كرد. [از اضداد است.] (خطبه1)

«بِحَار» = جمع مكسّر بَحْر، دريا (خطبه1)

«بَدَّلَ» = ماضي، تفعيل، جانشين يا بَدَل قرار داد. (خطبه1)

«بَرَاَ» = بَرَأَ –َ بَرْءاً و بُرُوءاً = از عدم آفريد و پديد آورد. (خطبه 3)

«بَرْد» = مصدر، مجرّد، سردي (خطبه1)

«بَسَطَ» = ماضي، مجرّد، گسترانيد و فراخ كرد. (خطبه1)

«بَصِير» = بينا، صاحب بصيرت، از نامهای خدا (خطبه1)

«بِطْنَة» = سيري و شکم پُری و پرخوري، مصدر ثلاثی مجرّد از بطن، «بَطِنَ -َ بَطْناً و بِطْنَةً = سيری و شکم پُری او را گرانبار کرد.» (خطبه 3)

«بَعَثَ» = ماضي، مجرّد، برانگيخت، مبعوث كرد. (خطبه1)

«بَعْد» = ظرف مكان يا زمان، سپس، پس، در صورت مضاف بودن معرب است و در صورت مضاف نبودن مبني بر ضمّ است. (خطبه1)

«بُعْد» = مصدر، دوري (خطبه1)

«بَلَّة» = مصدر، مجرّد، تری، نمناکی (خطبه1)

«بَلَغَ» = فعل ماضی ثلاثی مجرّد، «بَلَغَ -ُ بُلُوغاً» رسيد. (خطبه 3)

«بُلُوغ» = مصدر ثلاثی مجرّد از بلغ، «بَلَغَ -ُ بُلُوغاً: رسيد» رسيدن. (خطبه 3)

«بَلْوَي» = اسم از بَلِيَ، آزمايش، سختي، مصيبت(خطبه1)

«بَلَی» = آری، حرف تصديق و ايجاب است و پس از استفهام يا تمنّی واقع می شود. (خطبه 3)

«بَلِيَّة» = آزمايش، بلا، مصيبت(خطبه1)

«بَنُو = بَنُون» = جمع «اِبْن: پسر»، پسران از ريشه بنی (خطبه 3)

«بَيْت الحَرَام» = لقب كعبه است. (خطبه1)

«بَيْت» = مصدر، مجرّد: فرود آمدن و وارد شدن در جايي، خانه و مسكن انسان، لانه جانوران، جايگاه اشياء. ج: بُيُوت(خطبه1)

«بَيْنَ» = ظرف زمان و مكان، وسط(خطبه1)

«بَيْنَا» = به معنی «بَيْنَ» است. که در آن فتحه بَيْنَ اشباع شده و به الف تبديل شده است. برخی ما بعد بَينَا را مرفوع می کنند بنا بر مبتدا بودن، برخی آن را بنا بر مضافٌ اِليه بودن مجرور می کنند. و برخی هر دو را جايز می دانند. «بَيْنَا» = بَينَمَا = ظرف زمان و گفته شده که متضمّن معني مفاجات است.- ناگاه ، ناگهان – در همان هنگام. به جمله فعليّه و اسميّه اضافه می شود. بَينا و بَيْنَما نيازمند به جوابند. گاهی جواب آن دو با اِذْ همراه است. هر دو مبنی بر فتح هستند.

«بَيِّنَات» = جمع بَيِّنَة : مؤنّث بَيِّن، دليل، حجّت(خطبه2)

«تَائِهُونَ» = جمع مذكّر سالم تَائِه : اسم فاعل از ريشه توه، گمشده سرگردان و حيران(خطبه2)

«تَالِي» = اسم فاعل، ثلاثي مجرّد از ريشه تلو، در پي رونده، پس­رو، عقب مانده. (خطبه2)

«تَبْلِيغ» = مصدر، تفعيل، رسانيدن(خطبه1)

«تَبْلِيغ» = مصدر، تفعيل، رسانيدن(خطبه1)

«تَتَابَعُ» = مضارع، تفاعل، از تَبَعَ، تاء آن حذف شده است، پياپي مي­آيد. (خطبه1)

«تَجْرِبَة» و تَجْرِيب = مصدر، تفعيل، آزمودن(خطبه1)

«تَحْت» = ظرف مكان، لازم الاضافه، زير (خطبه1)

«تَحْذِير» = مصدر باب تفعيل، از ريشه حَذَرَ ، ترسانيدن(خطبه2)

«تُحْيِي» = مضارع، اِفْعال، زنده مي­گرداند. [مضاعف، ناقص يايي] (خطبه1)

«تَخْوِيف» = مصدر باب تفعيل، از ريشه خَوَفَ، ترسانيدن(خطبه2)

«تُرَاث» = مصدر، ثلاثی مجرّد، ريشه ورث، ميراث، همه دارايی فرد(خطبه 3)

«تُرْبَة» = خاک(خطبه1)

«تَرجيِح» = مصدر باب تفعيل، ريشه رجح، برتر دانستن، قوی و نيرومند کردن. (خطبه3)

«تَرُدُّ» = مضارع، مفرد مؤنّث ­غائب، برمی­گرداند. (خطبه1)

«تَرْك» = مصدر، مجرّد، رها كردن، فروگذاشتن، واگذاشتن، باقي گذاشتن. (خطبه1)

«تَزَعْزَعَتْ» = ماضي، رباعي مزيدٌفيه، باب تَفَعْلُل از ريشه زَعْزَعَ ، صيغه چهارم مفرد مؤنّث غايب ، به شدّت جنبيد و لق شد. (خطبه2)

«تَشَبَّهُوا» = ماضي، تَفَعُّل، جمع مذكّر غائب، همانند شدند، خواستند كه همانند شوند. (خطبه1)

«تَشَتَّتَ» = ماضي باب تَفَعُّل، پراكنده شد.

«تَشَطَّرَا» = ماضی، مثنّی مذکّر غايب، الف ضمير رفعی، ثلاثی مزيدٌ فيه، باب تفعّل از ريشه شطر. شَطَرَ = دو نيم کرد. شَطَرَ الشَّاةَ = دو پستان گوسفند را دوشيد و دو پستان ديگر را رها ساخت . شَطَّرَ النَّاقَةَ = دو پستان ماده شتر را دوشيد و دو تاي ديگر را رها ساخت. (خطبه 3)

«تَصْدِيق» = مصدر، تفعيل، باور كردن (خطبه1)

«تَصْفِيق» = مصدر، تفعيل، جنباندن (خطبه1)

«تَصْوِير» = مصدر، تفعيل، شكل كشيدن (خطبه1)

«تَعَالَي» = ماضي، تَفَاعُل، از عَلَا (ناقص واوي و يايي)، بلند شد، برتر شد، برتر است. (خطبه1)

«تَعَزَّزَ» = ماضي، تفعُّل، عزيز و ارجمند شد، براي خود شرف دانست. (خطبه1)

«تُفْنِي» = مضارع، اِفعال، نابود مي­كند، برمي­اندازد.[ناقص يايي] (خطبه1)

«تَقَحَّمَ» = ماضی باب تَفَعُّل از ريشه قحم، «تَقَحَّمَ الاَمرَ» = ناگهان در آن کار درآمد . – «تَقَحَّمَ الْفَرسُ بِراکِبِهِ» = اسب سوار خود را به جاهاي پرخطر و سخت برد. (خطبه 3)

«تَقَمَّصَ» = ماضی، تفعّل، پوشيد. (خطبه 3)

«تَكْرِمَة» = مصدر، باب تفعيل؛ تَفْعِلة، بزرگداشتن، احترام كردن (خطبه1)

«تِلْكَ» = اسم اشاره برای مفرد مؤنّث دور، آن زن. (خطبه 3)

«تَلَوُّن» = مصدر باب تَفَعُّل از ريشه لون. تَلَوَّنَ يتَلَوَّنُ تَلَوُّناً . رنگ گرفتن يا رنگي غير از رنگ خود گرفتن. - = رنگارنگ شدن.- تَلَوَّنَ فُلانٌ = خوي فلاني مختلف شد. (خطبه 3)

«تَمَام» = مصدر، ثلاثي مجرّد، تمام شدن، كامل شدن(خطبه1)

«تَمَثَّلَ» = فعل ماضی، باب تفعُّل، از ريشه مثل، مثال آورد. (خطبه 3)

«تُنَازِعُ» = مضارع باب مفاعله از ريشه نزع، «نازَعَ نِزاعاً و مُنازَعَةً ه ألشَّيءَ = آن چيز را به سوي خود کشيد.- ه فِي کَذا= با او در فلان چيز کشمکش و مرافعه کرد.» به سوی خود می کشيد. (خطبه 3)

«تَنَاسُل» = مصدر، تَفَاعُل، زاد و ولد(خطبه1)

«تَنَكَّرَتْ» = ماضي، باب تفعُّل از ريشه نكر، مؤنّث، پوشيده شد، ناشناس و بيگانه شد. (خطبه2)

«تَوَاضُع» = مصدر، تَفَاعُل، فروتني نمودن، خواري نمودن. (خطبه1)

«تَوْبَة» = مصدر، مجرّد، برگشتن، توبه كردن. (خطبه1)

«تَوْحِيد» = مصدر، تفعيل، يكتا دانستن (خطبه1)

«تُهْرِمُ» = مضارع، اِفْعال، پير مي­گرداند، سست و ضعيف مي­گرداند. (خطبه1)

«تَيَّار» = صيغه مبالغه از تَارَ، مجرّد، موج (خطبه1)

جدیدترین اخبار

  • چاپ کتاب « بيان و شرح نهج البلاغه » 1

    کتاب « بيان و شرح نهج البلاغه »  نوشته فرشته (زهرا) بصراوی توسّط انتشارات نامه مکتب الزّهراء سلام الله عليها به چاپ رسيد. اين کتاب در سه بخش «بيان و شرح» ، «جدول اعراب الفاظ» و «معنی فارسی الفاظ» ارائه می شود. جلد اوّل به پانزده خطبه اوّل  اختصاص دارد.

     

    چاپ کتاب مقدّمه ای بر فرهنگ اسلامی

    کتاب مقدّمه ای بر فرهنگ اسلامی در دو جلد توسّط انتشارات نامه مکتب الزّهراء سلام الله عليها به چاپ  رسيد. مدير سايت محقّق و مؤلّف اين کتاب است. جلد اوّل اين کتاب مشتمل بر کلّيّات فرهنگ شناسی، مبانی فرهنگ اسلامی، عناصر و مؤلّفه های فرهنگ اسلامی ناشی از دانشها و عقايد و باورهای اسلامی است. عناصر و مؤلّفه های فرهنگ اسلامی ناشی از قوانين حقوقی و اخلاقی اسلام در جلد دوّم اين کتاب ارائه شده است. شاخصهای توسعه فرهنگ اسلامی يکبار در ذيل هر يک از مؤلّفه های مربوطه آمده است و يکبار به طور کامل در انتهای جلد دوّم ارائه شده است. شاخصهای توسعه فرهنگ اسلامی ارائه شده در اين کتاب با بهره گيری از منابع اسلامی تهيّه و پيشنهاد شده است. مهمترين نکته قابل توجّه در اين کتاب تبيين رابطه دين و فرهنگ است. از آنجا که فرهنگ شناسان دين را يکی از عناصر فرهنگ به شمار می آورند. جايگاه دين الهی و رابطه آن با فرهنگ همواره ناشناخته مانده هرگز توضيح داده نشده بود. در اين کتاب با استناد به آيات قرآن کريم دين به دو معنا تعريف می شود. يکی دين الهی که مجموعه ای از معارف و دستورالعمهای نازل شده از جانب خداوند است و ديگری دين بشری که مجموعه عقايد و باورها و الگوها و روشها و آيين و رسوم مذهبی است که از طرف پيراوان هر يک از اديان الهی يا اديان بشری ارائه می شود. دين با معنای اوّل يعنی دين الهی ريشه فرهنگ است که از طرف فرهنگ شناسان مغفول واقع شده است و دين بشری با توجّه به تعاريف فرهنگ شناسان از فرهنگ عين يا بخشی از فرهنگ هر يک از جوامع بشری است.

     

     تلفن ثابت مؤسّسه : 02633412673 - دورنگار 02633412673 تلفن همراه: 09126650828 آدرس: بلوار امام خمينی (ره) (بلوار ارم) خيابان 309، پلاک 92، واحد 9

     

     
  • چاپ کتاب جامعه شناسی دفاع مقدس و فرهنگ ايثارگری

    کتاب جامعه شناسی دفاع مقدّس و فرهنگ ايثارگری نوشته دکتر سيّد مهدی آقاپور توسّط انتشارات نامه مکتب الزّهراء سلام الله عليها به چاپ رسيد.

     

     

     
  • چاپ کتاب عضين ، نقد انديشه جريانهای تکفيری خشونت گرا در فهم قرآن

    کتاب عضين، نقد انديشه جريان های تکفيری خشونت گرا در فهم قرآن توسّط انتشارات نامه مکتب الزّهراء سلام الله عليها به چاپ  رسيد. نويسنده اين کتاب آقای دکتر سيد مهدی رحمتی است.وی مدت چهار سال درباره موضوع تحقيق نموده و تقريبا تمام منابع قابل دسترس را مورد بررسی و نقد قرار داده است. مطالب اين کتاب در دو جلد تنظيم شده است . جلد اوّل آن به مفهوم شناسی و بيان تاريخ پديداری و شکل گيری جريان های تکفيری خشونت گرا از ابتدا تا دوره معاصر اختصاص دارد. جلد دوم مشتمل بر آياتی از قرآن کريم است که جريان های تکفيری به آن استناد می کنند. نويسنده بعد از بيان آيات دلايل نقلی و عقلی در سوء برداشت جريان های تکفيری از آيات قرآن کريم را به طور مفصّل بيان می کند. 

     
فرهنگ لغات نهج البلاغه او - تی
Templates Joomla 1.7 by Wordpress themes free

طراحی سایت: شرکت شبدیز