فرهنگ الفاظ نهج البلاغه اد - اس

پرينت
دسته: بدون گروه بندی
نمایش از چهارشنبه, 19 بهمن 1390 نوشته شده توسط فرشته (زهرا) بصراوی
خروجی PDFخروجی HTML

 

«اَدَامَ» = ماضي، اِفْعال، ادامه داد، پيوسته كرد. (خطبه1)

«اَدْلَی» = ماضی، باب اِفعال از ريشه دلو ناقص واوی، أدلي اِدْلاءً بِهِ ... اِلَيْهِ ... = آن را به او پرداخت، آن را به او داد. آن را به او سپرد. (خطبه 3)

«اَدْنَي» = اسم تفضيل از دُنُو، نزديكتر (خطبه1)

«اَدَوَات» = مکسّر اَدَاة، آلت، وسيله (خطبه1)

«إِذْ» = اسم زمان به معنی آنگاه، يا حرف تعليل به معنی زيرا. (خطبه1)

«اِذْ» = گاهی حرف مفاجأة است به معنی آنگاه که، ناگهان، وپس از بَيْنَا و بَيْنَما که ظرف هستند می آيد. (خطبه 3)

«إِذْ» = هنگامي كه، آنگاه كه، ظرف زمان ماضي است و بعد از آن جمله­ اسميّه يا فعليّه مي­آيد. (خطبه2)

«إِذَا» = چون، وقتی، پس، ناگاه. گاهی ادات شرط و جزاء برای مستقبل است و با جمله فعليّه می آيد. گاهی با مضارع می آيد ولی مجزوم نمی کند. گاهی ظرف زمان است و متعلّق به جواب شرط و محلّاً منصوب است. گاهی حرف مفاجأة است که به جواب نيازی ندارد و در ابتدا واقع نمی شود و مخصوص جمله اسميّه است به معنی ناگهان. (خطبه 3)

«إِذْعَان» = مصدر، اِفعال، اعتراف (خطبه1)

«اَذْوَاق» = مزه­ها (خطبه1)

«أَذْهَان» = مکسّر ذِهْن، هوش، فهم (خطبه1)

«اَذْهَبَ» = ماضي، اِفعال از ريشه ذَهَبَ، بُرد.- نابود كرد و ازبين بُرد. (خطبه2)

«اَرَادَ» = فعل ماضی باب اِفعال از رود (اجوف واوی) «رَادَ -ُ رَوْداً و رِياداً : خواستار شد.» «اَرَادَ اِرَادَةً الشَّيءَ» خواست و ميل و رغبت کرد. (خطبه 3)

«اَرْبَاح» = جمع مكسّر رِبْح: سود، بهره (خطبه1)

«أَرْتَئِي» = مضارع باب افتعال از ريشه رأی، اِرتَأَي اِرتياءً ، متکلّم وحده، می نگرم ، اظهار رأي می کنم. شک می کنم. انديشه می کنم. (خطبه 3)

«اِرْتِعَاد» = مصدر باب افتعال از ريشه رعد، لرزش، لرزيدن(خطبه2)

«اَرْجَاء» = جمع مكسّر رَجَا، كرانه­ها (خطبه1)

«اَرْجَح» = اسم تفضيل از رَجَحَ، برتر، برترين(خطبه2)

«اَرْخَی» = ماضی باب اِفعال از ريشه رخی (ناقص يايي)، «اَرخَي اِرخاءً ألشَّيءَ = آن چيز را سست و نرم گردانيد- اَرخَي زِمامَ ألنَّاقَةِ= مهار آن مادّه شتر را دراز و فروهشته کرد.- ضدّ "جَذَبَه" است.» (خطبه3)

«اَرْسَلَ» = ماضي، باب اِفْعَال، فرستاد. (خطبه2)

«اَرْصَدَ لَهُ» = براي او آماده ساخت، به او پاداش داد. (خطبه1)

«اَرْصَدَ» = ماضي، اِفْعال، نگهبان كرد، به ديده­باني واداشت. (خطبه1)

«اَرْض» = زمين (خطبه1)

«اَرَضِينَ» = جمع اَرْض، زمينها (خطبه1)

«اَرْغَدَ» = ماضي، اِفْعَال، خوش و فراخ گردانيد. (خطبه1)

«اَرْكَان» = جمع مكسّر رُكْن، اجزاء عمده و حقيقي از چيزي، اندامها (خطبه1)

«اَرَی» = مضارع، ثلاثی مجرّد، متکلّم وحده از ريشه رَأیَ است. مضارع «رَأیَ» يَرْأی است که همزه آن برای تخفيف حذف شده و حرکت آن به حرف قبل منتقل گرديده و «يَرَی» شده است. رأی از اَفعال قلوب است و دو مفعول می گيرد. (خطبه 3)

«إِزَاحَة» = مصدر باب اِفْعَال، از ريشه زاح، اجوف يايي، بُردن، دور كردن(خطبه2)

«أَزْهَدَ» = افعل تفضيل، ثلاثی مجرّد از زهد، «زَهَدَ –َ زَهْداً هـ : آن را خوار و حقير شمرد.- «زَهِدَ -َ زُهْداً و زَهَادَةً عَنْهُ : از آن روی گردانيد و آن را به سبب خواريش رها کرد.» (خطبه 3)

«اَسَاس» = پايه، زيربنا، ريشه و سرمنشأ هر چيزي(خطبه2)

«اِسْتَأدَی» = ماضی، استفعال، طلب ادا کردن نمود، باز پس خواست. (خطبه1)

«اَسْتَار» = جمع مكسّر سِتْر، پرده­ها، پوششها (خطبه1)

«اسْتَبْدَلَ» = ماضي، استفعال، مبادله كردن، عوض كردن (خطبه1)

«اِسْتِتْمَام» = مصدر، استفعال، تمام شدن (خطبه1)

«اِسْتِتْمَام» = مصدر، استفعال، تمام و كامل كردن(خطبه2)

«اِسْتِحْقَاق» = مصدر، استفعال، سزاوار شدن، مستحق شدن (خطبه1)

«اِسْتِسْلَام» = مصدر، استفعال، فرمانبرداري كردن(خطبه2)

«اِسْتَطاع» = ماضي، اِسْتِفْعَال، از طَاعَ: اجوف واوي، قدرت و توانايي يافت. (خطبه1)

«اِسْتِعْصَام» = مصدر، استفعال، بازايستادن، خودداري كردن(خطبه2)

«اَسْتَعِينُ» = مضارع، استفعال از عَون، ياري مي­جويم. (خطبه2)

«اِسْتَفَادَ» = ماضي، استفعال، بهره بُرد. (خطبه1)

«اِسْتَمْسَكَتْ» = ماضی، استفعال، مؤنّث غائب، به هم چسبيد. (خطبه1)

«اِسْتَوْهَنَ» = ماضي، استفعال از وَهَنَ، ضعيف خواست، ضعيف و خوار شمرد. (خطبه1)

«اِسْتَهَان» = ماضي، استفعال از هَوَنَ، خوار و سبك شمرد. (خطبه1)

«اُسْجُدُوا» = امر، مجرّد، جمع مذکّر مخاطب، سجده کنيد. (خطبه1)

«اَسَف» = مصدر ثلاثی مجرّد از اسف، «اَسِفَ -َ اَسَفاً عَلَيهِ= سخت بر او اندوه خورد.» اندوه سخت و بسياری حُزن و خشم و درد، اندوه خوردن (خطبه 3)

«اَسَفْتُ» = ماضی متکلّم وحده، ثلاثی مجرّد از اسف، «اَسِفَ -َ اَسَفاً عَلَيهِ= سخت بر او اندوه خورد.» [اَسَفَ با فتحه سين يافت نشد.]، اندوه خوردم، اندوهگين شدم. (خطبه3)

«أَسْفَفْتُ» = ماضی، متکلّم وحده از باب اِفْعال «اَسَفَّ اِسفافاً» از ريشه «سَفَّ –ُ سَفِيفاً : نزديک به زمين پرواز کرد.» به زمين نزديک گرديدم. فرود آمدم. (خطبه 3)

«اَسَفُّوا» = ماضی، جمع مذکّر غائب، از باب اِفْعال از ريشه «سَفَّ –ُ سَفِيفاً : نزديک به زمين پرواز کرد.» به زمين نزديک گرديدند. فرود آمدند. (خطبه 3)

«اَسْكَنَ» = ماضي، اِفْعال، سكونت داد، جاي داد، مقيم كرد. (خطبه1)

«اِسْلَام» = مصدر، اِفْعَال، تسليم شدن، اسلام آوردن. دين اسلام. (خطبه1)

«اَسْلَسَ» = ماضی باب اِفعال از ريشه سلس، نرم و روان شد.- اَسلَسَ لَهُ = از وي فرمانبرداري کرد و مطيع وي شد. (خطبه 3)

«اِسْم» = ريشه آن سُمُو است، نام، اسم (خطبه1)

جدیدترین اخبار

  • چاپ کتاب « بيان و شرح نهج البلاغه » 1

    کتاب « بيان و شرح نهج البلاغه »  نوشته فرشته (زهرا) بصراوی توسّط انتشارات نامه مکتب الزّهراء سلام الله عليها به چاپ رسيد. اين کتاب در سه بخش «بيان و شرح» ، «جدول اعراب الفاظ» و «معنی فارسی الفاظ» ارائه می شود. جلد اوّل به پانزده خطبه اوّل  اختصاص دارد.

     

    چاپ کتاب مقدّمه ای بر فرهنگ اسلامی

    کتاب مقدّمه ای بر فرهنگ اسلامی در دو جلد توسّط انتشارات نامه مکتب الزّهراء سلام الله عليها به چاپ  رسيد. مدير سايت محقّق و مؤلّف اين کتاب است. جلد اوّل اين کتاب مشتمل بر کلّيّات فرهنگ شناسی، مبانی فرهنگ اسلامی، عناصر و مؤلّفه های فرهنگ اسلامی ناشی از دانشها و عقايد و باورهای اسلامی است. عناصر و مؤلّفه های فرهنگ اسلامی ناشی از قوانين حقوقی و اخلاقی اسلام در جلد دوّم اين کتاب ارائه شده است. شاخصهای توسعه فرهنگ اسلامی يکبار در ذيل هر يک از مؤلّفه های مربوطه آمده است و يکبار به طور کامل در انتهای جلد دوّم ارائه شده است. شاخصهای توسعه فرهنگ اسلامی ارائه شده در اين کتاب با بهره گيری از منابع اسلامی تهيّه و پيشنهاد شده است. مهمترين نکته قابل توجّه در اين کتاب تبيين رابطه دين و فرهنگ است. از آنجا که فرهنگ شناسان دين را يکی از عناصر فرهنگ به شمار می آورند. جايگاه دين الهی و رابطه آن با فرهنگ همواره ناشناخته مانده هرگز توضيح داده نشده بود. در اين کتاب با استناد به آيات قرآن کريم دين به دو معنا تعريف می شود. يکی دين الهی که مجموعه ای از معارف و دستورالعمهای نازل شده از جانب خداوند است و ديگری دين بشری که مجموعه عقايد و باورها و الگوها و روشها و آيين و رسوم مذهبی است که از طرف پيراوان هر يک از اديان الهی يا اديان بشری ارائه می شود. دين با معنای اوّل يعنی دين الهی ريشه فرهنگ است که از طرف فرهنگ شناسان مغفول واقع شده است و دين بشری با توجّه به تعاريف فرهنگ شناسان از فرهنگ عين يا بخشی از فرهنگ هر يک از جوامع بشری است.

     

     تلفن ثابت مؤسّسه : 02633412673 - دورنگار 02633412673 تلفن همراه: 09126650828 آدرس: بلوار امام خمينی (ره) (بلوار ارم) خيابان 309، پلاک 92، واحد 9

     

     
  • چاپ کتاب جامعه شناسی دفاع مقدس و فرهنگ ايثارگری

    کتاب جامعه شناسی دفاع مقدّس و فرهنگ ايثارگری نوشته دکتر سيّد مهدی آقاپور توسّط انتشارات نامه مکتب الزّهراء سلام الله عليها به چاپ رسيد.

     

     

     
  • چاپ کتاب عضين ، نقد انديشه جريانهای تکفيری خشونت گرا در فهم قرآن

    کتاب عضين، نقد انديشه جريان های تکفيری خشونت گرا در فهم قرآن توسّط انتشارات نامه مکتب الزّهراء سلام الله عليها به چاپ  رسيد. نويسنده اين کتاب آقای دکتر سيد مهدی رحمتی است.وی مدت چهار سال درباره موضوع تحقيق نموده و تقريبا تمام منابع قابل دسترس را مورد بررسی و نقد قرار داده است. مطالب اين کتاب در دو جلد تنظيم شده است . جلد اوّل آن به مفهوم شناسی و بيان تاريخ پديداری و شکل گيری جريان های تکفيری خشونت گرا از ابتدا تا دوره معاصر اختصاص دارد. جلد دوم مشتمل بر آياتی از قرآن کريم است که جريان های تکفيری به آن استناد می کنند. نويسنده بعد از بيان آيات دلايل نقلی و عقلی در سوء برداشت جريان های تکفيری از آيات قرآن کريم را به طور مفصّل بيان می کند. 

     
فرهنگ الفاظ نهج البلاغه اد - اس
Templates Joomla 1.7 by Wordpress themes free

طراحی سایت: شرکت شبدیز