مثنوی قرآنی، برداشتی از آيات 1-20 سوره بقره 2

پرينت
دسته: بدون گروه بندی
نمایش از جمعه, 11 آذر 1390 نوشته شده توسط فرشته (زهرا) بصراوی
خروجی PDFخروجی HTML

 

خداوند هدايت كننده دلهاي بيدار است

هر يك از جانها كه بيند مي­ رسد            جُز تو را هرگز نبيند مي­ رسد

تا قيامت ديده­ اش را مي­ بَرَد            از تو رَه را با شهادت مي­ خَرَد

يا كه عين ديده­ اش را مي­ خَري          حقّ خود را با شهادت مي­ بري

صف به صف افتاده از رنج سفر            تا يكي آيد چنانَت تا نظر

   تا نظر اُفتَد زِ تو بر او، رَوَد           نور چشمت رهنمايش مي­ شود

بر هدايت مي­ رود در ملكِ دين   80    تا ببيند جانِ جانها در يقين

تا يقينِ دل مسيري ديگرست         تا به دل بيند يقينت باورست

باوَرِ دل تا به باوَر مي­ رسد        همزبان بيند به ياوَر مي­ رسد

   ياوَرِ راهِ چنان پُر پيچ و تاب      تا رسد بر خيمه­ ات، گردد سراب

تا سرابِ جانِ خود از رَه بَرَد         هر يك از جانها به ديده بنگَرَد

يادش آيد خوب وبدهايِ زمان        آنچه گفتي از طريق ديگران

   در بِدَر دنبالِ يك جامِ نو است     آنكه بُردي تا به سَر رامِ تو است

هر چه گفتي ديده­ اش شد تا بَقاء      از ازَل هم ديده­ اش شد تا به باء

اينچنين هر چه تو گفتي بُرده است      جُز سَرِ كويَت دِگَر كِيْ بنده است؟

يكپارچگي مسير مستقيم توحيد

ديگري راهَش چنان گيرَد زِ دِل        كو نبيند جُز سَرِ كويَش سِجِلّ

هر يك از ما خاكيان در مُلكِ دين  90    مي­ رَوَد تا خود ببيند از يقين:

"راهِ تو با راهِ تو يك بسترست        جانِ تو در جامِ جانها پيكَرست"

قامتِ راهَت كه يكجا آمَدَست       ما و من­ها، از كجي، ما آمَدَست

هر يكي بر راهِ خود گيرد سپهر       تا تو بيند محورش گرديده مِهر

چون بيندازي تو آن پرده تمام       در يقين بيند همه راهَت به نام

   هم نزولِ اوّلِ دينَت زِ توست      هم به آخر دين و آيينَت زِ توست

چون به راهَت بنده­ اي آرَد يقين      هم هدايت مي­ بَرَد، هم مُلكِ دين

در بَقايَش بر هدايت، مُلكِ تو       روشني گيرد زِ تو، در مُلكِ نو

تا فلاحت جانِ تو، در روشنيست     بر هدايت مي­­ رود، خود گلشنيست

تا دروغِ جامِ ديگر در نَهان           مي­ بَري جانَت به منزلها عَيان

راهِ تو از تو، چنين، خود روشنست 100   تا بيابيمَش به منزل گلشنست

هر كه آيد در چنين مُلكي عَيان      مي­ بَري او را، به قرآن، تا به آن

   گيرَم از اوّل هدايت را زِ تو     تا كه آرَد جان زِ نعمَت رازِ تو

     از يَقينِ آخَرَت توشه تمام         گيرَد و يك يك بِبينيمَت به نام

مسيرِ هدايتِ انسان با توجّه به مسيرِ تجلّي اسماء الهي

نامِ اوّل را چو رحمان آوَري        نام آخـر را به رحمان مي­ بري

رَحمَتَت را هم چنين بُردي زِ بيم     تا كه بينَم نامَت از اوّل رَحيم

باز هم در آخَرِ نامَت رَحيم       چون بِبينم، تا رَها گردَم زِ بيم؟

اين هدايت را زِ تو خواهم بِبين      بي نَصيب از مِهر، چون آرَد يقين؟

هرگز از خشمَت در اين محور مَبار      تا تو را بيند، نه آن رنج ديار

تا كه آرَد چشمه­ اش جوشِش زِ مِهر      خود بيايد در نمازَت تا سِپِهر

دولتت را در چنين خواني سِپار 110   تا زِ مِحرابَش چنان آيد نِثار

دردِ ماتَمها كه شُستي از حبيب       خود بيايَد در گريبانش نَصيب

باوَرش بر غيب را چون مي­ خَري     در حضورت غيبِ او را مي­بَري

چونكه شُست از غيبتش او مُلكِ تو     حاضرت بيندچنين، در مُلكِ نو

تازه بيند زانِ توست آنچه رسيد      در حُضورَت مي­دَهد آن را كه ديد

تا بِبيند آنكه ديد از او نَصيـب       بَهره­ اش را مي­ بَـرَد سويَش، حَبيب

بَهـره­ هايَت از دو پيكر برهَمَند      تا رساني آخَرين نامَت تَنَند

نامِ آخر را زِ تـو در انتها          گيرد آن رويي كه آيد تا بَقا

در بَقايت هر يك از ما ذرّه شد        تا نهايت باقيَت پاينده شد

هر يك از ما را، به جُودَت رو كُني      تا به جُود آييم آن را خُو كُني

جُودَت آرَد جُودِ ما را بَرْكَتي 120   اين صفتها را زِ جُودَت مي­دَهي

هر صفت از بينهايتهاي تو        در تَنَم آيد زِ رحمتهاي تو

تا به تقديرت همي آن را بَري       آخَرين جُـودَت برايش مي­ خَري

جودَت آيَد سويِ ما چون از صَمَد      بي­ نيازي را به ما هم مي­دَمَد

تا نيازِ دل صدايت را شنيد         بي نيازي را زِ نامت او بِديد

از وِلادَت تا وَلَد راهِ تَن است       لَمْ يَلِدْ يُولَد همه جانِ مَن است

تا به تو آيَد زِ يُولَد بُگْذَري        بي­مِثاليَت به شوكَت مي­بَري

زين سَبَب ايمانِ من در مُلكِ توست      تا بيايم شكِّ من بَر مُلكِ توست

پس تو حاضر در مثالِ خود شَوي     زين مَثَلها در تن و جان مي­ روي

غيبِ تن فرزندِ همسويي زِ ماست     غيبِ جان نامِ تو در خويي زِ ماست

پس چو نامت را به جانم مي­خَرَم  130   تا يقين از آخـرَت، جان مي­بَرَم

تا هدايت مي­كُني نوشت هُمام        رستگار آوَر مَرا آن سويِ جام

جدیدترین اخبار

  • چاپ کتاب « بيان و شرح نهج البلاغه » 1

    کتاب « بيان و شرح نهج البلاغه »  نوشته فرشته (زهرا) بصراوی توسّط انتشارات نامه مکتب الزّهراء سلام الله عليها به چاپ رسيد. اين کتاب در سه بخش «بيان و شرح» ، «جدول اعراب الفاظ» و «معنی فارسی الفاظ» ارائه می شود. جلد اوّل به پانزده خطبه اوّل  اختصاص دارد.

     

    چاپ کتاب مقدّمه ای بر فرهنگ اسلامی

    کتاب مقدّمه ای بر فرهنگ اسلامی در دو جلد توسّط انتشارات نامه مکتب الزّهراء سلام الله عليها به چاپ  رسيد. مدير سايت محقّق و مؤلّف اين کتاب است. جلد اوّل اين کتاب مشتمل بر کلّيّات فرهنگ شناسی، مبانی فرهنگ اسلامی، عناصر و مؤلّفه های فرهنگ اسلامی ناشی از دانشها و عقايد و باورهای اسلامی است. عناصر و مؤلّفه های فرهنگ اسلامی ناشی از قوانين حقوقی و اخلاقی اسلام در جلد دوّم اين کتاب ارائه شده است. شاخصهای توسعه فرهنگ اسلامی يکبار در ذيل هر يک از مؤلّفه های مربوطه آمده است و يکبار به طور کامل در انتهای جلد دوّم ارائه شده است. شاخصهای توسعه فرهنگ اسلامی ارائه شده در اين کتاب با بهره گيری از منابع اسلامی تهيّه و پيشنهاد شده است. مهمترين نکته قابل توجّه در اين کتاب تبيين رابطه دين و فرهنگ است. از آنجا که فرهنگ شناسان دين را يکی از عناصر فرهنگ به شمار می آورند. جايگاه دين الهی و رابطه آن با فرهنگ همواره ناشناخته مانده هرگز توضيح داده نشده بود. در اين کتاب با استناد به آيات قرآن کريم دين به دو معنا تعريف می شود. يکی دين الهی که مجموعه ای از معارف و دستورالعمهای نازل شده از جانب خداوند است و ديگری دين بشری که مجموعه عقايد و باورها و الگوها و روشها و آيين و رسوم مذهبی است که از طرف پيراوان هر يک از اديان الهی يا اديان بشری ارائه می شود. دين با معنای اوّل يعنی دين الهی ريشه فرهنگ است که از طرف فرهنگ شناسان مغفول واقع شده است و دين بشری با توجّه به تعاريف فرهنگ شناسان از فرهنگ عين يا بخشی از فرهنگ هر يک از جوامع بشری است.

     

     تلفن ثابت مؤسّسه : 02633412673 - دورنگار 02633412673 تلفن همراه: 09126650828 آدرس: بلوار امام خمينی (ره) (بلوار ارم) خيابان 309، پلاک 92، واحد 9

     

     
  • چاپ کتاب جامعه شناسی دفاع مقدس و فرهنگ ايثارگری

    کتاب جامعه شناسی دفاع مقدّس و فرهنگ ايثارگری نوشته دکتر سيّد مهدی آقاپور توسّط انتشارات نامه مکتب الزّهراء سلام الله عليها به چاپ رسيد.

     

     

     
  • چاپ کتاب عضين ، نقد انديشه جريانهای تکفيری خشونت گرا در فهم قرآن

    کتاب عضين، نقد انديشه جريان های تکفيری خشونت گرا در فهم قرآن توسّط انتشارات نامه مکتب الزّهراء سلام الله عليها به چاپ  رسيد. نويسنده اين کتاب آقای دکتر سيد مهدی رحمتی است.وی مدت چهار سال درباره موضوع تحقيق نموده و تقريبا تمام منابع قابل دسترس را مورد بررسی و نقد قرار داده است. مطالب اين کتاب در دو جلد تنظيم شده است . جلد اوّل آن به مفهوم شناسی و بيان تاريخ پديداری و شکل گيری جريان های تکفيری خشونت گرا از ابتدا تا دوره معاصر اختصاص دارد. جلد دوم مشتمل بر آياتی از قرآن کريم است که جريان های تکفيری به آن استناد می کنند. نويسنده بعد از بيان آيات دلايل نقلی و عقلی در سوء برداشت جريان های تکفيری از آيات قرآن کريم را به طور مفصّل بيان می کند. 

     
مثنوی قرآنی، آيات 1-20 سوره بقره 2
Templates Joomla 1.7 by Wordpress themes free

طراحی سایت: شرکت شبدیز