مثنوی قرآنی، آيات 40-64 سوره بقره1

پرينت
دسته: بدون گروه بندی
نمایش از دوشنبه, 23 مرداد 1391 نوشته شده توسط فرشته (زهرا) بصراوی
خروجی PDFخروجی HTML

 

اوّلين مثال انسانِ عابد آدم عَلَيْهِ السَّلام است

آنکه هستی دارد از خود اين تويی             اين تويی در جامِ عالَم وين تويی

هر که را اسمی نهـادی اسم توست          هر که را دادی نمادی رسم توست

چون زِ آدم نام بُردی در کتاب         جمله انسانها بياوردی حِساب

هر که بگذشتی زِ خود از مردمان 460     يک يک از اسماءِ تو شد زو عيان

تا بـه آن کــوهِ بلنـد آرزو         کو نمودی در جهان يکباره رو

از قيامِ جانش او پيدا شود         "اَعْبُدُ" گويان به تو تا جان رود

هر يک از غيبی که در او بُرده ای        از نهان آرَد بُرون چون خوانده ای

اصلِ امروزِ جهـان، پيمان توست          چون بگيـرد نعمتت، انسانِ توست

وسوسه ی شيطان و بيرون رفتن انسانِ عابد از مسيرِ اطاعت

تا دريافت فرمانِ کشتن نفس

از يکی آدم که می زايد زَمين           تا بنی آدم که می باشد چنين

جُز به نعمت کِی توانستی بِمانْد       در نوايند تا به روزی که برانْد،

زان همه نعمت که آوردی نشان،      کورِ خودبينِ بُزُرگی خواهِمان

تا زِ سجـده سر زِ دربَت می ربـود           حرفِ ديگر جُـز زِ حرفَت می فُزود

حِطَّـةٌ با حِنْطَـةٌ يکسان نشد         زين سبب رِزْقَت دِگر قرآن نشد

از چنان تابی که بر سر می دهند 470 کِی توانستی به نعمتها رَسند

جُز زِ آن کُشتَنگَهِ جانهای خود           کو بِميرانَد زِ دل همتای خود

کِی توانَد هر يک از خود بگذَرَد       جُز که رحمانت زِ محرابَش بَرَد

گوساله صفت شدنِ نفس انسان پس از آغاز سرکشی

فِسْقِ اوّل از بَنای جان بکاست       آدَمِ جان مُرد وابليسش بپاست

مِثْلِ جان گوساله دانی در کتاب     کو پديد آيد به بامَم با حساب

از شکستن عَهدِ اوّل تا به آن     که نمايش می دَهيش آنجا به جان

بِستَری در مُلکِ جانم می شود         تازه بامِ جانِ من رسوا شود

بَعدِ آن گوساله را گَر می کُشَم       موسیِ جانم به والا می رَسم

وَرْنه در آن کُفــرِ خود پنهان شَوَم           کودکم دارم به گاوَش می رَسم

بازگشت نفس به مسير انسان بودن

پس از يادآوری نعمتهای خداوند و پايبندی به عهدِ او

ذکـرِ نعمتهای تــو شايـد مرا           از خفـا آرَد بــرون تا انتهـا

تا ببينـم اوّليــن آباءِ خــود   480   خود بگيرم عهد او را باءِ خود

اين تويی بايد نشانِ مَن دَهی        عهدِ ديرينی که بر ما می نَهی

وَرْنه اندازه یِ خود را می دَرَم     پَستیِ آخـر به اوّل می بَـرَم

من نمی بينم که دشمن در نهاد           ريشه گيرد تا بترسَم از نماد

اين تويـی رحمت زِ محـراب آوَری          بنـده ات آری بـه سـوی باوَری

تا رها گردد زِ مَکْرِ آن حسود      خود بيايد سویِ اين رَبِّ وَدود

کُفرِ اوّل بر همان آوارگی است    گر ببيند دل همه افتادگی است،

از مَقامِ بودنِ خود بر دُروغ           کو نَمايی بر من آنجا پُر فُروغ

تـا شناسم ذکـرِ اوّل نعمَتَت           خـود رسانَـم تا ببينـم رحمَتَت

باز هم از دل بُرون گردَد نهان      گـر بمانم بر دروغِ خـود رَوان،

حقّ بـودنهـای من در قافلـه   490   آنچنـان کـه تو بدانی فاصله

گر بترسم از تو آنگونه که شد      ديگرت هرگز نيارم آنچه شد

خود بدانم حقّ و بر کردارِ آن       آنچنان گردم روان کو شد نهان

در مصلّای نمازت، يا بـه دل         سفره انـدازی برای آنکه گِل،

قامَتِ جانش بـه فقـر اندازه کرد           صورتش بُـرد و زبانش تازه کرد

تا رَسَم آنجا که هر رکعت زِ مهر     با جماعت می رَوم راهِ سپهر

آن نزول آخرين مهرِ تو را         بَر بنی آدم که خواهيشان رها

در کتاب تازه ات که می نَهی         بر بُلندای سپهرت آن صَفی

کو رهانَد ما و من را از سخن         می رساند نيکی جانم به من

همچنان تا عقلِ جان، خود را بَرَم      از خودم آگه، به تـو روی آورم

باز هم اينجا تويـی گردون مرا  500    می بَری بر مِهرِ خود افزون مرا

وَرْنه آن رکعت که جانم می رود      دست و پايم کِی توانَد خود بَرَد

تا بدان ترسی که از تو می بَرَم         در ملاقاتی که از تو می خَرَم

با يقينـی که بر آن بودَت بَـرَم         خانـه ام را تا بـدان کوُيَت بَرَم

رَجعتِ من مِهرِ گردانِ تو است         وَرْنه اين بيچاره حيرانِ تو است

مثالِ انسانِ عابِدِ عاقل موسی عليه السّلام است

گَر به فضلَت نعمتش افزون کُنی      موسیِ جانش بَر او ميمون کنی

با چنان جانِ مُبارک که دَهيش      برتر از هر دو جهانش می نَهيش

گـر بگيرد آنچـه دادی بر هُمام      بی کَـمُ اندازه تا صبـحِ سلام

خـود هدايت می کنی جانش به مهـر      می بَريش آنجـا که آوردی سپهـر

ليکن اندازه یِ آن جانَت که تو    بُرده ايش آنجا که خواهد نامِ نو

کِی تواند شـد چنان جامی کـه نِی 510  می نوازَد سينه اش را پی به پی

کافِـرِ اوّل اگر من بـوده ام        آيت جانَت بـه قَـدرَم داده ام

قدرِ من باشد مُجازاتَ از سَماء     وَرْنه آيتها همه قُول اَستُ ماء

گَر بترسم از تو آنگونه که شد       هرگزم نايد زِ آيت آنچه شد

فِسْقِ من نازل چنان پيمانه کرد!     کِبْرِ جانم نيکيَت اندازه کرد

گَر شکيبا باشم و کُفر آوَرَم      نيکیِ مردم به جايَت می خَرَم

وَرْ به صبْرَم ياريَت را آوَرَم       نيکيِ جانَت به جانَم می بَرَم

در همه راه عبادتهـای توست   520   وحدَتِ ما خاکيـان، تا رایِ توست

 

جدیدترین اخبار

  • چاپ کتاب « بيان و شرح نهج البلاغه » 1

    کتاب « بيان و شرح نهج البلاغه »  نوشته فرشته (زهرا) بصراوی توسّط انتشارات نامه مکتب الزّهراء سلام الله عليها به چاپ رسيد. اين کتاب در سه بخش «بيان و شرح» ، «جدول اعراب الفاظ» و «معنی فارسی الفاظ» ارائه می شود. جلد اوّل به پانزده خطبه اوّل  اختصاص دارد.

     

    چاپ کتاب مقدّمه ای بر فرهنگ اسلامی

    کتاب مقدّمه ای بر فرهنگ اسلامی در دو جلد توسّط انتشارات نامه مکتب الزّهراء سلام الله عليها به چاپ  رسيد. مدير سايت محقّق و مؤلّف اين کتاب است. جلد اوّل اين کتاب مشتمل بر کلّيّات فرهنگ شناسی، مبانی فرهنگ اسلامی، عناصر و مؤلّفه های فرهنگ اسلامی ناشی از دانشها و عقايد و باورهای اسلامی است. عناصر و مؤلّفه های فرهنگ اسلامی ناشی از قوانين حقوقی و اخلاقی اسلام در جلد دوّم اين کتاب ارائه شده است. شاخصهای توسعه فرهنگ اسلامی يکبار در ذيل هر يک از مؤلّفه های مربوطه آمده است و يکبار به طور کامل در انتهای جلد دوّم ارائه شده است. شاخصهای توسعه فرهنگ اسلامی ارائه شده در اين کتاب با بهره گيری از منابع اسلامی تهيّه و پيشنهاد شده است. مهمترين نکته قابل توجّه در اين کتاب تبيين رابطه دين و فرهنگ است. از آنجا که فرهنگ شناسان دين را يکی از عناصر فرهنگ به شمار می آورند. جايگاه دين الهی و رابطه آن با فرهنگ همواره ناشناخته مانده هرگز توضيح داده نشده بود. در اين کتاب با استناد به آيات قرآن کريم دين به دو معنا تعريف می شود. يکی دين الهی که مجموعه ای از معارف و دستورالعمهای نازل شده از جانب خداوند است و ديگری دين بشری که مجموعه عقايد و باورها و الگوها و روشها و آيين و رسوم مذهبی است که از طرف پيراوان هر يک از اديان الهی يا اديان بشری ارائه می شود. دين با معنای اوّل يعنی دين الهی ريشه فرهنگ است که از طرف فرهنگ شناسان مغفول واقع شده است و دين بشری با توجّه به تعاريف فرهنگ شناسان از فرهنگ عين يا بخشی از فرهنگ هر يک از جوامع بشری است.

     

     تلفن ثابت مؤسّسه : 02633412673 - دورنگار 02633412673 تلفن همراه: 09126650828 آدرس: بلوار امام خمينی (ره) (بلوار ارم) خيابان 309، پلاک 92، واحد 9

     

     
  • چاپ کتاب جامعه شناسی دفاع مقدس و فرهنگ ايثارگری

    کتاب جامعه شناسی دفاع مقدّس و فرهنگ ايثارگری نوشته دکتر سيّد مهدی آقاپور توسّط انتشارات نامه مکتب الزّهراء سلام الله عليها به چاپ رسيد.

     

     

     
  • چاپ کتاب عضين ، نقد انديشه جريانهای تکفيری خشونت گرا در فهم قرآن

    کتاب عضين، نقد انديشه جريان های تکفيری خشونت گرا در فهم قرآن توسّط انتشارات نامه مکتب الزّهراء سلام الله عليها به چاپ  رسيد. نويسنده اين کتاب آقای دکتر سيد مهدی رحمتی است.وی مدت چهار سال درباره موضوع تحقيق نموده و تقريبا تمام منابع قابل دسترس را مورد بررسی و نقد قرار داده است. مطالب اين کتاب در دو جلد تنظيم شده است . جلد اوّل آن به مفهوم شناسی و بيان تاريخ پديداری و شکل گيری جريان های تکفيری خشونت گرا از ابتدا تا دوره معاصر اختصاص دارد. جلد دوم مشتمل بر آياتی از قرآن کريم است که جريان های تکفيری به آن استناد می کنند. نويسنده بعد از بيان آيات دلايل نقلی و عقلی در سوء برداشت جريان های تکفيری از آيات قرآن کريم را به طور مفصّل بيان می کند. 

     
مثنوی قرآنی، آيات 40-64 سوره بقره1
Templates Joomla 1.7 by Wordpress themes free

طراحی سایت: شرکت شبدیز