فعلهای پنج جمله اوّل خطبه1 لایَبلُغُ...و

پرينت
دسته: بدون گروه بندی
نمایش از چهارشنبه, 26 بهمن 1390 نوشته شده توسط فرشته (زهرا) بصراوی
خروجی PDFخروجی HTML

 

 

جمله فعليّه

جمله «لايَبْلُغُ مِدْحَتَهُ الْقَائِلُونَ» يك جمله فعليّه است. جمله فعليّه با فعل شروع مي­ شود و مشتمل بر فعل، فاعل، مفعول و ... مي­ باشد. فعلي كه در اوّل جمله بيايد مفرد است اگرچه فاعلش جمع باشد.

فعل مضارع

فعل مضارع فعلي است كه بر انجام كاري يا پديد آمدن حالتي در زمان « حال و آينده » دلالت مي­ كند. مانند: « يَذْكُرُ = بيان مي­ كند آن يكمرد » و «يَبْلُغُ = مي­ رسد آن يكمرد ». فعل مضارع داراي چهارده صيغه است. سه صيغه براي مذكّر غايب، سه صيغه براي مؤنّث غايب، سه صيغه براي مذكّر مخاطب، سه صيغه براي مؤنّث مخاطب، يك صيغه براي متكلّم وحده، يك صيغه براي متكلّم مع­ الغير. فعل مضارع از فعل ماضي ساخته مي­ شود. براي ساختن فعل مضارع يكي از حروف مضارع «ي‍، ت‍ ، ا ، ن‍ ،» بر سر فعل ماضي مي­ آيد و آخر فعل مضارع مرفوع مي­ شود. حرف مضارع در فعل­ هايي كه ماضي آنها چهار حرفي است، مضموم است. مانند: « اَدْرَكَ يُدْرِكُ ». حرف مضارع در فعل­ هايي كه ماضي آنها كمتر يا بيشتر از چهار حرف دارد، مفتوح است. مانند: «ذَكَرَ يَذْكُرُ». در فعل­هاي مضارع از ثلاثي مجرّد فاءالفعل ساكن، عين­ الفعل سماعي و لام­ الفعل در صيغه­ هاي بدون نون مضموم است. ضمّه لام­ الفعل در اين صيغه­ ها علامت مرفوع بودن فعل مضارع است، جز فعل­هايي كه لام­ الفعل آنها واو و ياء است، مرفوع بودن اين فعل­ها تقديري است. نون در ديگر صيغه­ ها علامت مرفوع بودن است، جز نون صيغه­ هاي ششم و دوازدهم كه ضمير جمع مؤنّث است. فعل مضارع مُعْرَب است و هرگاه خالي از عوامل نصب و جزم باشد، مرفوع است. فعل مضارع هنگام همراه بودن با «نون جمع مؤنّث» ، يا «نون تأكيد متّصل به فعل» مبني است.

فعل نفي

فعل نفي از فعل مضارع ساخته مي­ شود و به انجام نگرفتن كاري يا پديد نيامدن حالتي در زمان « حال و آينده » دلالت دارد. روش ساختن فعل نفي اين است كه بر سر فعل مضارع حرف نفي «لا» مي­ آيد بدون آن كه آخر فعل تغيير كند. مانند: « لايَبْلُغُ = نمي­ رسد » ، « لايُحْصِي = نمي­ شمارد » ، «لايُؤَدِّي = به جا نمي­ آورد » ، « لايُدْرِكُ = نمي­ رسد » ، « لايَنَالُ = دست نمي­ يابد ».

فعل ثلاثي مزيدٌ فيه

هرگاه صيغه اوّل ماضي فعلي علاوه بر سه حرف اصلي يك يا چند حرف زائد داشته باشد ثلاثي مزيدٌفيه ناميده مي­ شود. فعل­هاي ثلاثي مزيدٌفيه داراي ده وزن و باب است. وزنهاي ثلاثي مزيدٌفيه قياسي هستند و با ماضي، مضارع و مصدرشان شناخته مي­ شوند. براي ناميدن هر يك از بابهاي مزيدٌفيه مصدر آن را به كار مي­ برند. هر باب مزيدٌفيه به معاني ويژه­ اي دلالت دارد.

فعل ثلاثي مزيدٌ فيه (باب اِفْعَال)

هر فعل ثلاثي مجرّد كه به باب « اِفْعَال » برود، در ماضي و مضارع و مصدر بر وزنهاي:

ماضي

مضارع

مصدر

اَفْعَلَ

يُفْعِلُ

اِفْعَال

است. يعني تنها يك همزه در اوّل ماضي فعل مجرّد آن اضافه مي­ شود. هر فعل ماضي كه اوّل آن همزه زائد باشد آن همزه در مضارع حذف مي­ شود. مانند: فعل «حَصَي –ِ حَصْياً = سنگريزه زد» كه در باب اِفعال مي­ شود: «اَحْصَي = شمرد، يُحْصِي = مي­ شمارد، اِحْصَاء = شمردن». گاهي ثلاثي مجرّد يك فعل كاربردي ندارد و باب اِفْعال آن معروف است. مانند:«اَدْرَكَ = رسيد، يُدْرِكُ = مي­ رسد، اِدْرَاك»

برخي از فعل­هايي كه ثلاثي مجرّد آن­ها لازم است در باب اِفْعال متعدّي مي­ شوند. برخي ديگر از فعل­ها در باب اِفْعال به يافتن صفتي در مفعول دلالت دارند.

فعل ثلاثي مزيدٌ فيه (باب تفعيل)

هر فعل ثلاثي مجرّد كه به باب « تَفْعِيل » برود، در ماضي و مضارع و مصدر بر وزنهاي:

ماضي

مضارع

مصدر

فَعَّلَ

يُفَعِّلُ

تَفْعِيل

است. يعني عين­ الفعل ماضي فعل ثلاثي مجرّد آن مشدّد مي­ شود. مانند: فعل « اَدَي –ِ اَدْياً = رساند، برآورده كرد.» كه در باب تفعيل مي­ شود: « اَدَّي برآورده كرد، يُؤَدِّي = بر­آورده مي­ كند، تَأدِيَة = برآورده كردن » و مانند: فعل « وَتَدَ يَتِدُ وَتْداً = محكم و استوار شد» كه در باب تَفْعِيل مي­ شود:«وَتَّدَ = محكم و استوار كرد، يُوَتِّدُ = محكم و استوار مي­ كند، تَوْتِيد = محكم و استوار كردن».

برخي از فعل­هايي كه ثلاثي مجرّد آن­ها لازم است در باب تَفْعِيل متعدّي مي­ شوند. برخي از فعل­ها در باب تَفْعِيل به نسبت دادن اصل فعل به كسي يا چيزي دلالت دارند.

فعل لازم و فعل متعدّي

فعل لازم فعلي است كه معناي آن با فاعل تمام شود و به مفعول نيازي نداشته باشد.

فعل متعدّي فعلي است كه معناي آن با فاعل تمام نشود و به مفعول نيازمند باشد. مانند: فعل متعدّي «لايَبْلُغُ» در جمله «لايَبْلُغُ مِدْحَتَهُ الْقَائِلُونَ» كه فاعل آن «الْقَائِلُونَ» و مفعول آن «مِدْحَةَ» است. و مانند: فعل متعدّي « لا يُدْرِكُ » در جمله « لا يُدْرِكُهُ بُعْدُ الْهِمَمِ » كه فاعل آن «بُعْدُ» و مفعول آن ضمير هاء متّصل به فعل « لا يُدْرِكُهُ » است.

مرفوعات (فاعل)

«فاعل» اسم مرفوعي است كه بعد از فعل معلوم مي­ آيد و فعل به آن نسبت داده مي­ شود. فاعل در پاسخ به « چه كسي؟ » و « چه چيزي؟ » مي­ آيد. مانند: اسم «بُعْدُ» در جمله « لا يُدْرِكُهُ بُعْدُ الْهِمَمِ » كه فعل « لا يُدْرِكُ » به آن نسبت داده شده است. و در پاسخ به سؤال «چه چيز به او نمي­ رسد؟ » آمده است. كلمه «بُعْدُ» اسم و مرفوع است علامت رفع آن ضمّه حرف آخر است.

علامت رفع در اسم­هاي مرفوع

علامت رفع در اسم­هاي مرفوع سه تاست:

ضمّه –ُ و تنوين رفع –ٌ در اسم مفرد، جمع مكسّر و جمع مؤنّث سالم. مانند: بُعْدُ و غَوْصُ

الف (ا) در مثنّي. واو(و) در جمع مذكّر سالم. مانند: «اَلْقَائِلُونَ» و اسماء ششگانه:«اَبُو، اَخُو ...»

جدیدترین اخبار

  • چاپ کتاب « بيان و شرح نهج البلاغه » 1

    کتاب « بيان و شرح نهج البلاغه »  نوشته فرشته (زهرا) بصراوی توسّط انتشارات نامه مکتب الزّهراء سلام الله عليها به چاپ رسيد. اين کتاب در سه بخش «بيان و شرح» ، «جدول اعراب الفاظ» و «معنی فارسی الفاظ» ارائه می شود. جلد اوّل به پانزده خطبه اوّل  اختصاص دارد.

     

    چاپ کتاب مقدّمه ای بر فرهنگ اسلامی

    کتاب مقدّمه ای بر فرهنگ اسلامی در دو جلد توسّط انتشارات نامه مکتب الزّهراء سلام الله عليها به چاپ  رسيد. مدير سايت محقّق و مؤلّف اين کتاب است. جلد اوّل اين کتاب مشتمل بر کلّيّات فرهنگ شناسی، مبانی فرهنگ اسلامی، عناصر و مؤلّفه های فرهنگ اسلامی ناشی از دانشها و عقايد و باورهای اسلامی است. عناصر و مؤلّفه های فرهنگ اسلامی ناشی از قوانين حقوقی و اخلاقی اسلام در جلد دوّم اين کتاب ارائه شده است. شاخصهای توسعه فرهنگ اسلامی يکبار در ذيل هر يک از مؤلّفه های مربوطه آمده است و يکبار به طور کامل در انتهای جلد دوّم ارائه شده است. شاخصهای توسعه فرهنگ اسلامی ارائه شده در اين کتاب با بهره گيری از منابع اسلامی تهيّه و پيشنهاد شده است. مهمترين نکته قابل توجّه در اين کتاب تبيين رابطه دين و فرهنگ است. از آنجا که فرهنگ شناسان دين را يکی از عناصر فرهنگ به شمار می آورند. جايگاه دين الهی و رابطه آن با فرهنگ همواره ناشناخته مانده هرگز توضيح داده نشده بود. در اين کتاب با استناد به آيات قرآن کريم دين به دو معنا تعريف می شود. يکی دين الهی که مجموعه ای از معارف و دستورالعمهای نازل شده از جانب خداوند است و ديگری دين بشری که مجموعه عقايد و باورها و الگوها و روشها و آيين و رسوم مذهبی است که از طرف پيراوان هر يک از اديان الهی يا اديان بشری ارائه می شود. دين با معنای اوّل يعنی دين الهی ريشه فرهنگ است که از طرف فرهنگ شناسان مغفول واقع شده است و دين بشری با توجّه به تعاريف فرهنگ شناسان از فرهنگ عين يا بخشی از فرهنگ هر يک از جوامع بشری است.

     

     تلفن ثابت مؤسّسه : 02633412673 - دورنگار 02633412673 تلفن همراه: 09126650828 آدرس: بلوار امام خمينی (ره) (بلوار ارم) خيابان 309، پلاک 92، واحد 9

     

     
  • چاپ کتاب جامعه شناسی دفاع مقدس و فرهنگ ايثارگری

    کتاب جامعه شناسی دفاع مقدّس و فرهنگ ايثارگری نوشته دکتر سيّد مهدی آقاپور توسّط انتشارات نامه مکتب الزّهراء سلام الله عليها به چاپ رسيد.

     

     

     
  • چاپ کتاب عضين ، نقد انديشه جريانهای تکفيری خشونت گرا در فهم قرآن

    کتاب عضين، نقد انديشه جريان های تکفيری خشونت گرا در فهم قرآن توسّط انتشارات نامه مکتب الزّهراء سلام الله عليها به چاپ  رسيد. نويسنده اين کتاب آقای دکتر سيد مهدی رحمتی است.وی مدت چهار سال درباره موضوع تحقيق نموده و تقريبا تمام منابع قابل دسترس را مورد بررسی و نقد قرار داده است. مطالب اين کتاب در دو جلد تنظيم شده است . جلد اوّل آن به مفهوم شناسی و بيان تاريخ پديداری و شکل گيری جريان های تکفيری خشونت گرا از ابتدا تا دوره معاصر اختصاص دارد. جلد دوم مشتمل بر آياتی از قرآن کريم است که جريان های تکفيری به آن استناد می کنند. نويسنده بعد از بيان آيات دلايل نقلی و عقلی در سوء برداشت جريان های تکفيری از آيات قرآن کريم را به طور مفصّل بيان می کند. 

     
فعلهای پنج جمله اوّل خطبه1 لایَبلُغُ...و
Templates Joomla 1.7 by Wordpress themes free

طراحی سایت: شرکت شبدیز