صفحه اصلی

بدون گروه بندی

آیه دهم، پاداش اخروی عمل صالح

پرينت
دسته: بدون گروه بندی
نمایش از سه شنبه, 17 فروردين 1400 نوشته شده توسط فرشته (زهرا) بصراوی

طرح سی روز سی آيه ، رمضان 1440

آيه دهم

پاداش اخروی کسانی که عمل صالح انجام می دهند.

جزء دهم، آيه 20 سوره توبه:

« الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ هَاجَرُواْ وَ جَاهَدُواْ فىِ سَبِيلِ اللَّهِ بِاَمْوَالِهِمْ وَ اَنفُسِهِمْ اَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللَّهِ وَ اُوْلَئكَ هُمُ الْفَائزُونَ (توبه/20)

« آنان كه ايمان آوردند و مهاجرت كردند و در راه خدا به مال و جان خويش جهاد كردند، در نزد خدا درجتى عظيم‏تر دارند و رستگارانند. (توبه/20)»

 

پرسشها:

1- در آيه 20 سوره توبه کسانی که ايمان آوردند و مهاجرت كردند و در راه خدا با مال و جان خويش جهاد كردند، با چه کسانی مقايسه شده اند؟

2- در آيه 20 سوره توبه کسانی که ايمان آوردند و مهاجرت كردند و در راه خدا با مال و جان خويش جهاد كردند، دارای چه درجه ای هستند؟

3- در آيه 20 سوره توبه کسانی که ايمان آوردند و مهاجرت كردند و در راه خدا با مال و جان خويش جهاد كردند را فائزون ناميده است. فائزون چه ويژگيهايی دارند؟

4- دو آيه از همين سوره و همين جزء پيدا کنيد که ويژگي­هايی مخالف ويژگيهای فائزون داشته باشند. (راهنمايی: خداوند می فرمايد به آنها بشارت بده.)

 

راهنمايی: پاسخ پرسشها را با توجّه به يک آيه قبل و دو آيه بعد از آن و مراجعه به تفسير الميزان ذيل آيات شريفه به دست آوريد.

آيه قبل از آيه مورد گفتگو:

« اَ جَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَ عِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ ءَامَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْاَخِرِ وَ جَاهَدَ فِی سَبِيلِ اللَّهِ لَايَسْتَوُنَ عِندَ اللَّهِ وَ اللَّهُ لَايَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ آيا آب‏دادن به حاجيان و عمارت مسجد الحرام را با كرده كسی كه به خدا و روز قيامت ايمان آورده و در راه خدا جهاد كرده، برابر می دانيد؟ نه، نزد خدا برابر نيستند و خدا ستمكاران را هدايت نمی كند. (توبه/19)

 

دو آيه بعد از آيه مورد گفتگو:

يُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُم بِرَحْمَةٍ مِنْهُ وَ رِضْوَانٍ وَ جَنَّاتٍ لَهُمْ فِيهَا نَعِيمٌ مُّقِيمٌ پروردگارشان به رحمت و خشنودی خود و به بهشتى كه در آن نعمتهاى جاويد باشد، بشارتشان می دهد. (توبه/21)

خَالِدِينَ فِيهَا اَبَداً إِنَّ اللَّهَ عِندَهُ اَجْرٌ عَظِيمٌ در آن بهشت جاويدان بمانند، زيرا اجر و مزد بزرگ در نزد خداوند است. (توبه/22)

 

پاسخها:

1- با توجّه به آيه 19 و 20 سوره توبه عمل کسانی که ايمان آوردند و مهاجرت كردند و در راه خدا با مال و جان خويش جهاد كردند، با آب دادن به حاجيان و تعمير مسجد الحرام مقايسه شده است.

علامه طباطبايی (ره) در بحث روايتی ذيل آيه 19 سوره توبه می گويد: در برخی روايات آمده است كه اين آيات درباره عباس و شيبه و حضرت علی عليه السّلام نازل شده است، كه با يكديگر تفاخر می كردند، عباس به سقايت حاج افتخار می كرد، شيبه به تعمير مسجد الحرام و حضرت علی عليه السّلام به ايمان و جهاد در راه خدا، پس آيه نازل شد، و حق را به حضرت علی عليه السّلام داد.( ترجمه الميزان، ج‏9، ص: 27)

 

2- در آيه 20 سوره توبه کسانی که ايمان آوردند و مهاجرت كردند و در راه خدا با مال و جان خويش جهاد كردند، دارای درجه ای بسيار بزرگتر از کسانی هستند که کار سقايت حاجيان و تعمير مسجد الحرام را به عهده داشتند.

علامه طباطبايی درباره اين مقايسه می گويد: اينكه فرمود: « اَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللَّهِ » معنايش اين است كه اين افراد نسبت به آن افراد ديگر كه اصلاً درجه ‏ای ندارند درجه‏شان بالاتر است، و اين خود يك نوع كنايه است از اينكه اصولاً ميان اين دو طايفه نسبتى نيست، زيرا يكی دارای گامهای بلندی است و ديگری اصلاً قدمی برنداشته است. (ترجمه الميزان، ج‏9، ص: 274)

 

3- در آيه 20 سوره توبه کسانی که ايمان آوردند و مهاجرت كردند و در راه خدا با مال و جان خويش جهاد كردند را فائزون ناميده است. ويژگيهای فائزون را می توان از دو آيه ی بعد از آيه ی مورد گفتگو به دست آورد:

- مورد بشارت و مژده دهی خداوند قرار می گيرند.

- مشمول رحمت خداوند می شوند.

- خشنودی خداوند را از آن خود می کنند.

- از بهشتهايی با نعمتهای پايدار بهره مندند.

- جاودانه اند در نعمت ابدی با پاداشی بزرگ نزد خداوند.

 

4- در ذيل به دو آيه با ويژگي­های مخالف فائزون اشاره می شود که با فاصله کم از آيه مورد گفتگو در سوره توبه آمده است:

يَا اَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ إِنَّ كَثِيراً مِنَ الْاَحْبَارِ وَ الرُّهْبَانِ لَيَأكُلُونَ اَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَ يَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لَا يُنفِقُونَهَا فىِ سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ اَلِيمٍ ای كسانى كه ايمان آورده ايد، بسياری از حبرها و راهبان اموال مردم را به ناشايست می خورند و ديگران را از راه خدا باز می دارند. و كسانى را كه زر و سيم می اندوزند و در راه خدا انفاقش نمی كنند، به عذابى دردآور بشارت ده (توبه/34)

يَوْمَ يُحْمَی‏ عَلَيْهَا فِی نَارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوَی‏ بِهَا جِبَاهُهُمْ وَ جُنُوبُهُمْ وَ ظُهُورُهُمْ هَذَا مَا كَنَزْتُمْ لِاَنْفُسِكُمْ فَذُوقُواْ مَا كُنتُمْ تَكْنِزُونَ روزی كه در آتش جهنم گداخته شود و پيشانى و پهلو و پشتشان را با آن داغ كنند. اين است آن چيزی كه برای خود اندوخته بوديد. حال طعم اندوخته خويش را بچشيد. (توبه/35)

اختلافشان با فائزون در دنيا به سبب اعمالی است که با آن مردم را در تنگنای اقتصادی قرار می دادند:

- اموال مردم را به باطل می خورند.

- گنجينه های طلا و نقره ذخيره می کنند.

- از ثروتی که دارند انفاق نمی کنند.

- لايق بشارت دادن و مژده دهی خداوند نيستند.

     بلکه می فرمايد به آنان بشارت عذابی دردناک بده.

 

اختلافشان با فائزون در آخرت

- در آتش جهنّم گداخته می شوند.

- پيشانی و پهلوها و پشتهای آن ها را داغ می کنند.

- آتش گداخته ای که جانشان را سوخته به رخشان کشيده شده به آنها گفته می شود:

   اين است آن چيزی كه برای خود اندوخته بوديد. حال طعم اندوخته خويش را بچشيد.

آيه نهم، تکذيب رویارویی با آخرت موجب از بین رفتن اعمال است

پرينت
دسته: بدون گروه بندی
نمایش از یکشنبه, 15 فروردين 1400 نوشته شده توسط فرشته (زهرا) بصراوی

طرح سی روز سی آيه ، رمضان 1440

آيه نهم

تکذيب رويارويی با آخرت موجب از بين رفتن اعمال است.

جزء نهم، آيه 147 سوره اعراف:

« وَ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِايَاتِنَا وَ لِقَاءِ الْاَخِرَةِ حَبِطَتْ اَعْمَالُهُمْ هَلْ يُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كاَنُواْ يَعْمَلُونَ »

« و آنان كه آيات ما و ديدار آخرت را دروغ انگاشتند، اعمالشان تباه است. مگر جز در مقابل اعمالى كه می كرده‏اند جزا داده می شوند؟ (اعراف/147)»

 

پرسشها:

1- در آيه 147 سوره اعراف تکذيب چه چيزهايی را نکوهش کرده است؟

2- در آيه 147 سوره اعراف جمله « حَبِطَتْ اَعْمَالُهُمْ » به چه معنايی است. توضيح دهيد.

3- در آيه 147 سوره اعراف جمله « هَلْ يُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كاَنُواْ يَعْمَلُونَ » با قسمت اوّل آيه شريفه چه ارتباطی دارد و معنای آن چيست؟

 

پاسخها:

1- در آيه 147 سوره اعراف تکذيب آيات خداوند و ديدار و رويارويی با آخرت را نکوهش کرده است.

2- در آيه 147 سوره اعراف جمله: « حَبِطَتْ اَعْمَالُهُمْ » به معنای ناچيز شدن، بی­ثمر شدن، بدون پاداش شدن عمل است.

زيرا منظور از عمل و حبط آن عمل نيک است. وگرنه عمل شرّ و بد که پاداش ندارد بلکه مجازات دارد.

حال اگر کسی عمل حسنه ای را انجام دهد ولی اعتقادی به روز جزا و روبه برو شدن با روز جزا را نداشته باشد. عملش در دنيا می ماند و زمانی که خودش در آخرت حاضر می شود می بيند که اعمال حسنه اش ثبت نشده و پاداشی برای آن در نظر گرفته نشده است. تنها اعمال سيّئه و گناه او ثبت شده است و کيفر آن اعمال بد به او می رسد.

در واقع همين که عملی که انجام داده به حساب نمی آيد و حبط می شود، کيفر آن بی اعتقادی و تکذيب آخرت است.

3- در آيه 147 سوره اعراف ارتباط جمله « هَلْ يُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كاَنُواْ يَعْمَلُونَ » با قسمت اوّل آيه شريفه از نظر ادبيات عرب اين است که گفته می شود اين جمله استيناف بيانی است. يعنی در پاسخ يک سؤال مقدّر آمده است. گويی فردی پرسيده باشد: پاداش اين اعمالشان چه شد؟ در جواب خداوند چنين استدلال می فرمايد که: آيا پاداشی به غير آنچه عمل می کرده اند، می خواهند؟ گفته شده استفهام انکاری است. يعنی خير به جز کاری که می کنند پاداشی نمی گيرند. حال که با تکذيب آيات عمل خود را ناچيز و بی اجر کردند ديگر پاداشی هم ندارند.

آيه هفتم، ايمان به معاد و حقیقت زندگی انسان در نشأت آخرت

پرينت
دسته: بدون گروه بندی
نمایش از دوشنبه, 02 فروردين 1400 نوشته شده توسط فرشته (زهرا) بصراوی

طرح هر روز يک آيه، رمضان 1440

آيه هفتم

حقيقت زندگی انسان در نشأت آخرت

جزء هفتم، آيه 94 سوره انعام:

     وَ لَقَدْ جِئْتُمُونَا فُرَادَی‏ كَمَا خَلَقْنَاكُمْ اَوَّلَ مَرَّةٍ وَ تَرَكْتُمْ مَا خَوَّلْنَاكُمْ وَرَاءَ ظُهُورِكُمْ وَ مَا نَرَی‏ مَعَكُمْ شُفَعَاءَكُمُ الَّذِينَ زَعَمْتُمْ اَنَّهُمْ فِيكُمْ شُرَكَاءُ لَقَدْ تَقَطَّعَ بَيْنَكُمْ وَ ضَلَّ عَنْكُمْ مَا كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ »كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ »

« تک تک نزد ما آمده ايد ، آن سان كه در آغاز شما را بيافريديم، در حالى كه هر چه را كه ارزانيتان داشته بوديم پشت سر نهاده ايد و هيچ يك از شفيعانتان را كه می پنداشتيد با شما شريكند همراهتان نمی بينيم. از هم بريده شده ايد و پندار خود را گمگشته يافته‏ايد. (انعام/94)»

پرسشها:

1- در آيه 94 سوره انعام زمان گفتگوی خداوند با بنده چه زمانی است؟

 

2- با توجّه به آيه 94 سوره انعام خلق شدن و بازگشتن انسان به سوی خداوند با چه حالتی است؟

 

3- با توجّه به آيه 94 سوره انعام انسان کدام يک از نعمت های خداوند که در دنيا از آن بهره مند بود را با خود از دنيا می برد؟

 

4- در آيه 94 سوره انعام چند بار از ضمير متکلّم مع الغير استفاده شده است؟ چرا؟

 

پاسخها:

1- در آيه 94 سوره انعام زمان گفتگوی خداوند با بنده زمان پس از مرگ است. آن روزی كه با مردن بر پروردگار خود وارد شده و حقيقت امر را درمی يابد. آيه شريفه از آن حقيقت خبر می دهد.

 

2- با توجّه به آيه 94 سوره انعام خلق شدن و بازگشتن انسان به سوی خداوند به صورت يکی يکی و جدا از هم است. انسان تنهای تنها نزد خداوند بازمی گردد.

 

3- با توجّه به آيه 94 سوره انعام انسان هيچ يک از نعمت های خداوند که در دنيا از آن بهره مند بود را با خود از دنيا نمی برد. بی چيز بی چيز می رود.

 

4- در آيه 94 سوره انعام چهار بار از ضمير متکلّم مع الغير استفاده شده است. اين ضمير در واژگان « جِئْتُمُونَا : نزد ما آمده ايد.» « خَلَقْنَاكُمْ : شما را آفريديم.» « خَوَّلْنَاكُمْ : ارزانيتان داشتيم.» « مَا نَرَی‏ : نمی بينيم.»

 

ضميرهای متکلّم استفاده شده در اين آيه شريفه برای اين است که انسان توجّه يابد که جز خدای تعالى چيزی زندگی او را اداره نمی كرده و نمی كند.

 

پس هر چه را كه خيال می كرده در تدبير امر او مؤثّر است، از نزد خداوند برای او مهيّا شده است:

حياتش در دنيا با اراده و خواست خداوند بوده است. زيرا خداوند او را خلق کرده بود.

اموالى كه وسيله زندگی خويش می پنداشته روزی بوده که خداوند به او داده است.

اولادی كه گمان می کرده است توسّط آنان ياری می شده است همه هم مخلوق خدايند و هم به خواست خداوند در مسير ياری او قرار گرفته اند. در واقع خداوند تدبير امر او را می نموده است.

همسران و خويشاوندان كه آنان را پشت و پناه خود می دانسته به استقلال همراهيش نمی کردند بلکه تدبير خداوند آنان را با او همراه کرده است و ياور اصلی و حقيقی خداوند بوده است.

اربابان، خدايان، وسايل و مردمی که از آنان شفاعت می خواست و به جای خداوند به آنان پناه می برد و کم کم آنان را شريک خداوند می ساخت. در دنيا نيز هيچ يک به استقلال کاری برای او انجام نداده اند و بعد از مرگ هم تمام رشته ها ميان او و آنها بريده شده تنها نزد خداوند می رود. حقيقت اين امر پس از مرگ برای او آشکار می شود و در دنيا از آن غفلت دارد.

علامه طباطبايی (ره) می گويد: مراد از « شفعاء » خدايانى هستند كه مشركين آنها را در مقابل خدا معبود خود می گرفتند و آنها را می پرستيدند تا شايد در نزد خدا شفاعتشان كنند، و از اين راه شركای خدا در آفرينش شمرده شدند.( ترجمه الميزان، ج‏7، ص: 396)

 

علامه طباطبايی (ره) در ذيل آيه شريفه می گويد: انسان جزئی از اجزای عالم است كه مانند همه آن اجزا در تحت تدبير الهی متوجّه به سوی غايتى است كه خدای سبحان برايش معيّن و مقدّر كرده، و هيچ موجودی از موجودات عالم دخالت و حكومت در تدبير امور او ندارد، و اسبابى هم كه بر حسب ظاهر مؤثّر به نظر می رسند آثارشان همه از خدای تعالى است و هيچيك از آن اسباب و علل مستقل در تأثير نيست.

اما چه بايد كرد كه انسان وقتى در برابر زينت‏های ظاهری و مادی زندگی، و اين علل و اسباب صوری قرار می گيرد يكباره دل به آن لذائذ داده، و تماماً به آن علل و اسباب تمسّك می جويد، و قهراً در برابر آنها خاضع گشته و همين خضوع او را از توجّه به مسبّب الاسباب و خالق و به وجود آرنده علل بازمی دارد و به تدريج آن اسباب را مستقل در تأثير می پندارد، به طوری كه ديگر هيچ همّی برايش نمی گذارد جز اينكه با خضوع در برابر آنها لذائذ مادّی خود را تأمين كند، و همه عمر خود را به سرگرمی با اين اوهام سپری ساخته و به كلّی از حق و حقيقت غافل بماند. ( ترجمه الميزان، ج‏7، ص: 396)

آیه هشتم، دوست داشتن دنیا مانع پذيرش انذار درباره روز قيامت است

پرينت
دسته: بدون گروه بندی
نمایش از یکشنبه, 15 فروردين 1400 نوشته شده توسط فرشته (زهرا) بصراوی

طرح سی روز سی آيه ، رمضان 1440

آيه هشتم

دوست داشتن دنيا مانع از پذيرش انذار پيامبران و مربيان الهی درباره سختی روز قيامت است.

جزء هشتم، آيه 130 سوره انعام:

« يَامَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْاِنْسِ اَ لَمْ يَأتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ ءَايَتىِ وَ يُنذِرُونَكُمْ لِقَاءَ يَوْمِكُمْ هَذَا قَالُواْ شَهِدْنَا عَلَی اَنْفُسِنَا وَ غَرَّتْهُمُ الْحَيَوةُ الدُّنْيَا وَ شَهِدُواْ عَلَی اَنفُسِهِمْ اَنَّهُمْ كاَنُواْ كَافِرِينَ»

« ای گروه جنيان و آدميان، آيا بر شما پيامبرانى از خودتان فرستاده نشده تا آيات مرا برايتان بخوانند و شما را از ديدار چنين روزی بترسانند؟ گويند: ما به زيان خويش گواهی می دهيم. زندگی دنيايى آنان را بفريفت. و به زيان خود گواهی دادند، كه از كافران بودند. (انعام/130)»

 

پرسشها:

1- خطاب در آيه 130 سوره انعام به کيست؟

2- پرسش در آيه 130 سوره انعام درباره چيست؟

3- پاسخ جن و انس به پرسش خداوند در روز محشر چيست؟

4- جمله «و زندگی دنيا آنان را بفريفت.» در اين گفتگو از کيست؟

5- جن و انس بر عليه خود به چه چيز شهادت دادند؟

 

پاسخها:

1- خطاب در آيه 130 سوره انعام به دو گروه جن و انس است که در آخرت گرد آورده شده اند.

2- پرسش در آيه 130 سوره انعام درباره دو موضوع است:

الف- آيا پيامبران از جنس خودتان نزدتان نيامدند؟

ب- آيا پيامبران آيات مرا برايتان نگفتند و شما را از ديدن چنين روزی نترساندند؟

اَ لَمْ يَأتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ ءَايَتىِ وَ يُنذِرُونَكُمْ لِقَاءَ يَوْمِكُمْ هَذَا

3- پاسخ جن و انس به پرسش خداوند در روز محشر مثبت است و بر عليه خود شهادت می دهند. « قَالُواْ شَهِدْنَا عَلَی اَنْفُسِنَا »

4- جمله « و زندگی دنيا آنان را بفريفت. وَ غَرَّتْهُمُ الْحَيَوةُ الدُّنْيَا » در اين گفتگو يک جمله معترضه است. اين جمله از خداوند است که علّت بی توجّهی جنّ و انس به انذارهای انبياء را بيان می فرمايد. در مدارک ادبی آمده است که اين جمله يک جمله استينافی است. در هر حال محلّی از اعراب ندارد. ولی معترضه بودن آن بهتر است. مگر اينکه بگوييم استيناف بيانی است و در پی يک سؤال مقدّر آمده است که « پس چرا ايمان نياوردي؟»

علّامه طباطبايی (ره) درباره آن می گويد:

جملهَ « غَرَّتْهُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا » جمله معترضه ای است كه به منظور دفع توهّم در وسط كلام گنجانيده شده، و آن توهم اين است كه: چگونه مى‏توان اين معنا را قبول كرد كه مردمی با اينكه از همديگر بهره‏مند می شدند و پيغمبران خود را می شناختند و آن پيغمبران ايشان را از عذاب دوزخ انذار می كردند در عين حال با علم و اختيار خود را به هلاكت برسانند؟ جمله مزبور اين توهّم را دفع نموده جواب می دهد: زندگی مادّی دنيا ايشان را مغرور نموده و در نتيجه هر وقت برقی از حق و حقيقت در دلشان جستن می كرد رذايل اخلاقی و هوای نفس پرده ظلمانى خود را به دلهايشان افكنده و بين آنان و ديدن حق حائل می شد. (ترجمه الميزان، ج‏7، ص: 489)

5- جن و انس بر عليه خود شهادت دادند که کافر بوده اند. سخنان پيامبر آنان را نترسانيده بود.

آيه ششم، ايمان به معاد منجر به عمل صالح می شود

پرينت
دسته: بدون گروه بندی
نمایش از دوشنبه, 02 فروردين 1400 نوشته شده توسط فرشته (زهرا) بصراوی

آيه ششم

روز قيامت يکی از باورهای مسلّمی است که منجر به عمل صالح می شود و کفر به آن موجب خروج از راه راست است.

 

جزء ششم، آيه   136 سوره نساء:

« يَا اَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ ءَامِنُواْ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ الْكِتَابِ الَّذِی نَزَّلَ عَلَی‏ رَسُولِهِ وَ الْكِتَابِ الَّذِی اَنْزَلَ مِنْ قَبْلُ وَ مَنْ يَكْفُرْ بِاللَّهِ وَ مَلَئكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ وَ الْيَوْمِ الْاَخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالَاً بَعِيداً »

« ای كسانى كه ايمان آورده‏ايد، به خدا و پيامبرش و اين كتاب كه بر پيامبرش نازل كرده و آن كتاب كه پيش از آن نازل كرده، به حقيقت ايمان بياوريد. و هر كه به خدا و فرشتگانش و كتابهايش و پيامبرانش و به روز قيامت كافر شود سخت در گمراهی افتاده است. (نساء/136)»

 

پرسشها:

1- خطاب در آيه 136 سوره نساء به کيست؟

 

2- فرمان خداوند در آيه 136 سوره نساء چيست؟

 

3- منظور از فرمان خداوند در آيه 136 سوره نساء چيست؟

 

4- خداوند در آيه 136 سوره نساء چه کسانی را از چه چيزی می ترساند؟

5- خداوند در آيه 136 سوره نساء ميان ايمان و عمل انسان چه رابطه ای برقرار می بيند؟

 

6- ميان آيه 136 سوره نساء و آيه 177 سوره بقره چه تشابهی وجود دارد؟

 

پاسخها:

1- خطاب در آيه 136 سوره نساء به مؤمنين است.

 

2- فرمان خداوند در آيه 136 سوره نساء « ايمان بياوريد» است به خداوند ، به رسولش (پيامبر اسلام صلّی اللهُ عليه و آلِه) ، به قرآن کريم، به کتابی که پيش از قرآن نازل شده است،

 

3- منظور از فرمان خداوند در آيه 136 سوره نساء که به مؤمنين می گويد ايمان بياوريد اين است که ای کسانی که ايمان آورده ايد ايمان خود را از اجمال خارج سازيد و به تک تک مواردی که گفته شده ايمان بياوريد زيرا ايمان آوردن به يكی از آن حقايق و معارف جز با ايمان آوردن به همه آن معارف و حقايق تمام نمی شود، هيچ يک از آن حقايق را جدا نکنيد به طوری که به بعضی ايمان بياوريد و بعضی را رها کنيد. زيرا اگر چنين كنيد در حقيقت به همه كفر ورزيده ايد، اگر ايمان نياوردن به بعضی يا همه را علنی کنيد کافر هستيد و اگر در باطن باشد و کفرتان را ظاهر نکنيد، منافق خواهيد بود.

 

 

4- خداوند در آيه 136 سوره نساء مؤمنين را از اين می ترساند که اگر به ايمان اجمالی بسنده کنند و تلاش نکنند تا ايمان خود را ارتقاء دهند ممکن است به يکی از مواردی که فرمان ايمان به آن داده شده است کافر باشند و خود ندانند و يا بدانند و آن را اظهار نکنند. در هر حال کفر به هر يک از مواردی که بايد به آن ايمان داشته باشند آنان را به گمراهی می اندازد و اعمال، عبادات و تلاشهايشان از مسير حق خارج می شود.

 

5- خداوند در آيه 136 سوره نساء به مؤمنين خبر می دهد که هر درجه از ايمان و ايمان به هر يک از مواردی که بايد به آن باور داشته باشند کشاننده فرد به عملی ويژه است. به همين دليل است که اگر به موردی کافر شوند به گمراهی می افتند. شواهدی از گمراهی مسلمانان زمان پيامبر صلی الله عليه و آله در فاصله آيات 87 تا 136 سوره نساء آورده شده است که نشانی از ايمان ضعيف مسلمانان آن عصر دارد و مورد نکوهش خداوند بوده است. اين گمراهی ها را در عصر خود نيز می توانيم بيابيم.

مانند:

- دو دسته شدن درباره منافقين،

- تحقيق نکردن درباره افراد و تهمت نامسلمانی و بی ايمانی زدن به آنان که در برخی موارد منجر به کشتن يا آزار بی دليل افراد بی گناه می شود،

- اکتفا کردن به عبادات فردی و باز ايستادن از مجاهدت و اعمال عبادی اجتماعی و سياسی و ...

- تلاش نکردن برای امور مادی و معنوی و دينی خود به بهانه چاره نداشتن و بازماندن از ارتقاء علمی و معنوی و دينی

 

6- ميان آيه 136 سوره نساء و آيه 3 و 4 و 177 سوره بقره چه رابطه ای مشاهده می کنيد؟

ايمانی که در آيات 3 و 4 سوره بقره گفته شده است اجمالی از ايمانی است که در آيه 177 سوره بقره آمده است. گويی ايمان اجمالی و تفصيلی آن آيات در سوره بقره را يک جا در آيه 136 سوره نساء آورده است.

 

چون آيه مورد گفتگو در جزء پنجم بوده است از جزء ششم آيه زير را يادداشت کنيد. تقريبا با همان توضيحاتی که در آيه گذشته و آيات پيشين بوده است. جز آنکه راسخون در علم و ايمان آورندگان در آيه 162 سوره نساء عده ای از اهل کتاب زمان پيامبر صلی الله عليه و آله بوده اند. که از عموم اهل کتاب استثناء شده اند.

 

« لَكِنِ الرَّاسِخُونَ فىِ الْعِلْمِ مِنْهُمْ وَ الْمُؤْمِنُونَ يُؤْمِنُونَ بِمَا اُنزِلَ إِلَيْكَ وَ مَا اُنِزِلَ مِن قَبْلِكَ وَ الْمُقِيمِينَ الصَّلَوةَ وَ الْمُؤْتُونَ الزَّكَوةَ وَ الْمُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْاَخِرِ اُوْلَئكَ سَنُؤْتِيهِمْ اَجْرًا عَظِيمًا(نساء/162)»

« ولى دانشمندانشان و آن مؤمنانى را كه به آنچه بر تو و به آنچه پيش از تو نازل شده ايمان دارند، و نمازگزاران و زكات‏دهندگان و مؤمنان به خدا و روز قيامت را اجر بزرگی خواهيم داد. (نساء/162)»

زير مجموعه ها

جدیدترین اخبار

  • چاپ کتاب راه روشن

    کتاب « راه روشن، جلد دوّم، انسان شناسی و جامعه سازی »  نوشته فرشته (زهرا) بصراوی توسّط انتشارات نامه مکتب الزّهراء سلام الله عليها به چاپ رسيد. اين کتاب تفسيری از آيات چهل تا نود و يک سوره بقره است که به شيوه تدبّر در قرآن کريم تهيّه شده است. در اين کتاب علاوه بر نظرات ملاصدرای شيرازی ره ، امام خمينی ره و علامه طباطبايی ره از نظرات  شيخ طوسی ره نيز استفاده شده است. 

     

    جلد اوّل اين کتاب با عنوان « راه روشن، انسان شناسی و خودسازی »  نوشته فرشته (زهرا) بصراوی پيش از اين توسّط انتشارات نامه مکتب الزّهراء سلام الله عليها به چاپ رسيده بود. اين کتاب تفسيری از سوره حمد و چهل آيه اوّل سوره بقره است که به شيوه تدبّر در قرآن کريم تهيّه شده است. در اين کتاب به ويژه در دو فصل ششم و هفتم بسيار از نظرات ملاصدرای شيرازی ره ، امام خمينی ره و علامه طباطبايی ره استفاده شده است. 

     

    چاپ کتاب مقدّمه ای بر فرهنگ اسلامی

    کتاب مقدّمه ای بر فرهنگ اسلامی در دو جلد توسّط انتشارات نامه مکتب الزّهراء سلام الله عليها به چاپ  رسيد. مدير سايت محقّق و مؤلّف اين کتاب است. جلد اوّل اين کتاب مشتمل بر کلّيّات فرهنگ شناسی، مبانی فرهنگ اسلامی، عناصر و مؤلّفه های فرهنگ اسلامی ناشی از دانشها و عقايد و باورهای اسلامی است. عناصر و مؤلّفه های فرهنگ اسلامی ناشی از قوانين حقوقی و اخلاقی اسلام در جلد دوّم اين کتاب ارائه شده است. شاخصهای توسعه فرهنگ اسلامی يکبار در ذيل هر يک از مؤلّفه های مربوطه آمده است و يکبار به طور کامل در انتهای جلد دوّم ارائه شده است. شاخصهای توسعه فرهنگ اسلامی ارائه شده در اين کتاب با بهره گيری از منابع اسلامی تهيّه و پيشنهاد شده است. مهمترين نکته قابل توجّه در اين کتاب تبيين رابطه دين و فرهنگ است. از آنجا که فرهنگ شناسان دين را يکی از عناصر فرهنگ به شمار می آورند. جايگاه دين الهی و رابطه آن با فرهنگ همواره ناشناخته مانده هرگز توضيح داده نشده بود. در اين کتاب با استناد به آيات قرآن کريم دين به دو معنا تعريف می شود. يکی دين الهی که مجموعه ای از معارف و دستورالعمهای نازل شده از جانب خداوند است و ديگری دين بشری که مجموعه عقايد و باورها و الگوها و روشها و آيين و رسوم مذهبی است که از طرف پيراوان هر يک از اديان الهی يا اديان بشری ارائه می شود. دين با معنای اوّل يعنی دين الهی ريشه فرهنگ است که از طرف فرهنگ شناسان مغفول واقع شده است و دين بشری با توجّه به تعاريف فرهنگ شناسان از فرهنگ عين يا بخشی از فرهنگ هر يک از جوامع بشری است.

     

    چاپ کتاب جامعه شناسی دفاع مقدّس و فرهنگ ايثارگری

     

    کتاب جامعه شناسی دفاع مقدّس و فرهنگ ايثارگری نوشته دکتر سيّد مهدی آقاپور توسّط انتشارات نامه مکتب الزّهراء سلام الله عليها به چاپ رسيد.

     

      

     

     تلفن ثابت مؤسّسه : 02633412673 - دورنگار 02633412673 تلفن همراه: 09126650828 آدرس: بلوار امام خمينی (ره) (بلوار ارم) خيابان 309، پلاک 92، واحد 9

     

     
  • «چاپ کتاب نقد و بررسی « شبهه تأثيرپذيری قرآن کريم از فرهنگ زمانه

    کتاب « نقد و بررسی شبهه تأثيرپذيری قرآن کريم از فرهنگ زمانه »  نوشته نرجس خاتون انصاری توسّط انتشارات نامه مکتب الزّهراء سلام الله عليها به چاپ رسيد. در اين کتاب با ادله کافی عدم تأثيرپذيری قرآن کريم اثبات می گردد. همچنين شبهه های پيرامون اين موضوع مطرح و پاسخگويی می شود.

     

     

     
  • چاپ کتاب « بيان و شرح نهج البلاغه » 1

    کتاب « بيان و شرح نهج البلاغه »  نوشته فرشته (زهرا) بصراوی توسّط انتشارات نامه مکتب الزّهراء سلام الله عليها به چاپ رسيد. اين کتاب در سه بخش «بيان و شرح» ، «جدول اعراب الفاظ» و «معنی فارسی الفاظ» ارائه می شود. جلد اوّل به پانزده خطبه اوّل  اختصاص دارد.

     
صفحه اصلی
Templates Joomla 1.7 by Wordpress themes free

طراحی سایت: شرکت شبدیز